پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و جدهشان خديجه سرور زنان بهشتى و نخستين ايمان آورنده و تصديقكنندهء آنچه براى پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم آمده ، و بعد بهترين پدر و مادرها ، پدر و مادر حسن و حسين عليهم السّلام هستند ، زيرا پدرشان پيشواى پرهيزكاران و كسى است كه اطاعتش بر مردم واجب گشته ، و مادرشان فاطمه سلام الله عليها پارهء تن رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم است ، خداوند آن دو را در آسمان و زمين بزرگ و شريف گردانيده و به رضاى آنان راضى و به خشمشان خشمگين است .
اى مردم بهترين « خال » و « خاله » از آن اين دو نفر است ، خال قاسم بن محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و خاله زينب دختر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و عمويشان جعفر طيّار كه با فرشتگان پرواز مىكند و عمّهشان « امّ هانى » كه ايمانش مقبول است .
سپس فرمود : خدايا تو مىدانى كه حسن و حسين عليهم السّلام و پدر و مادرشان و دوستدارشان در بهشت و دشمنانشان در دوزخ است .
در اين موقع شيخ شاد و خرسند شد و گفت : خود را معرفى كن ؟ گفتم :
مردى از اهالى كوفه ؟ پرسيد : عرب هستى ؟ گفتم : بلكه شريف هستم ( سيّدم ) گفت : امثال اين حديث را برايم مىگويى تا ردايم را بر تو بپوشانم ؟ گفتم :
بلى ، امّا من از مروانيان گريختهام ، اگر وضعيت ظاهرى را تغيير دهم به خطر مىافتم ؟
شيخ گفت : آسوده باش و بعد دو حلَّه بر من پوشانيد و مرا به منزل برد ، و گفت : تو چشم مرا با اين حديث روشن كردى ، حال تو را نزد كسى مىفرستم ، كه چشم تو هم روشن شود .
سپس مرا به خانهاى فرستاد ، ديدم جوانى روى تخت در آن خانه ، نشسته ، و چهرهاى نورانى دارد ، مرا نزد خود نشاند و گفت : اين لباسها را شيخ فقط به دوستدار اهل بيت عليهم السّلام مىبخشد و من هم دوست دارم ، فضيلتى از على عليه السّلام بدانم ؟
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 371
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٣٧١