قرآنشان ، داورى مىكنم . ( 1 ) اين عبارات دلالت دارد كه امام به بالاترين قلَّههايى كه بشر توان رسيدن به آنها را دارد ، صعود كرده و به دانشهايى دست يافته كه جز به او به كسى ديگر از اصحاب داده نشده است .
در تعبيرى ديگر با اشاره به سينهء مبارك خود فرمود : در اينجا علوم و دانشهايى انباشته شده كه اگر حامل ( اهلى ) مىيافتم ، به او مىآموختم . ( 2 ) اين تعبير مىرساند كه از نظر علمى به جايى رسيده كه هيچ آفريدهاى ، از ميان فرشتگان و انسانها ، نمىتوانند به آنجا برسند و بر ايشان غير ممكن است و فقط رسول گرامى صلَّى الله عليه و آله و سلَّم از اين شمول مستثنا است ، زيرا در آيهء مباهله نفس على عليه السّلام نفس اوست و خداوند نفس پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم را نفس على عليه السّلام دانسته .
* ( وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ ) * ( 3 ) منظور از « نفس » نفس على عليه السّلام مىباشد و همهء مفسران اين معنا را پذيرفته و تأييد كردهاند .
البته در اينجا معناى حقيقى منظور نيست ، چرا كه اتّحاد ( دو نفس ) محال است ، پس آن را به نزديكترين معانى بايد حمل كنيم ، كه : همگامى و يارى و همراهى در همهء وجوه ممكن باشد .
پس همهء فضايل علمى و عملى - به استثناى نبوّت - كه براى رسول الله ثابت است براى على عليه السّلام نيز ثابت است و خود پيامبر به استثناى مسألهء نبوّت به آنها
هامش
( 1 ) لو ثنيت لى الوسادة لحكمت بين اهل التوراة بتوراتهم و بين اهل الانجيل بانجيلهم و بين اهل الزّبور بزبورهم و بين اهل الفرقان بفرقانهم .
( 2 ) انّ هاهنا لعلما جمّا لو اجد له حملة .
( 3 ) آل عمران / 61 .