حجت خدا بر خلق پس از من است ، هر كس او را اطاعت كند ، نجات يافته و هر كس با او مخالفت ورزد ، گمراه و بدبخت است .
منافقان گفتند : محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم در بارهء پسر عمّش ، اشتباه مىكند و به بيراهه مىرود ، و چيزى كه او را فريفتهء او كرده ، كشتن دليران و يكهتازان و هماوران « بدر » و غيره از قريش و عرب و يهود است ، و هر چه در بارهء على عليه السّلام مىگويد ، و از او پشتيبانى به عمل مىآورد ، از روى هواست ، ( نعوذ بالله ) همهء اين مطالب به گوشش پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم رسيد و مفسدان نهگانه ، در خانهء « اقرع بن حابس تميمى » اجتماع كردند در آن روز « صهيب رومى » ساكن آن خانه بود .
اين سه نفر گفتند : محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم در دوستى على عليه السّلام زياده روى كرده اگر مىتوانست دستور بندگى او را هم مىداد .
نزول ستاره در حقانيّت على عليه السّلام
« سعد ابن ابى وقاص » گفت : اى كاش محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم در بارهء او ، نشانهاى از آسمان مىآورد چنان كه در بارهء خود ، نشانههايى مثل : انشقاق ماه و غيره آورد .
در آن شب همان افراد بيتوته كردند ، تا اينكه ستارهاى از آسمان آمد و بالاى ديوار خانهء على عليه السّلام قرار گرفت ، و مدينه را روشن كرد و نورش به درون خانهها و اماكن و جاهاى تاريك رسيد ، اهالى شهر وحشتزده از خانهها بيرون آمدند و نمىدانستند آن ستاره بر بام خانهء چه كسى فرود آمده ، اما مىدانستند بر بام برخى از منازل پيامبر خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم قرار گرفته است ! چون پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم صداى نالهء مردم را شنيد ، به مسجد رفت و به مردم اعلام داشت : از چه مىهراسيد ، اين ستاره بر بام خانهء على عليه السّلام فرود آمده ؟
گفتند : درست است ، فرمود : چرا به منافقين نهگانهاى كه ديروز در خانهء
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 120
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص١٢٠