خصال انسانهاى با ايمان
سزاوار است كه مؤمن در كشاكش حوادث چند خصلت داشته باشد : در سختيها وقار را از دست ندهد ، بر بلاها صابر باشد ، و بر نعمتها سپاسگزار باشد ، به آنچه خدا داده خشنود باشد ، به دشمن ستم روا مدارد ، دوستان را به زحمت نيندازد ، مردم از او در راحت باشند .
و ولىّ خدا به تمام معنا كسى است كه گفتار و كردارش با كتاب و سنّت موافقت نمايد و هر كس چنين باشد ، خداوند امورش را كفايت نمايد ، و او را دوست بدارد و در حضور و غيابش ( آبروى ) او را حفظ فرمايد ، و در ميان كسان و فرزندان و همسايگان ، شخصيت او را محفوظ مىدارد ، و او و اطرافيانش را ( از شرّ ) ديگران محافظت مىنمايد ، زيرا در حديث نبوى صلَّى الله عليه و آله و سلم آمده كه : خداوند ، انسان را در ميان فرزندان و كسان و همسايگان حفظ مىكند . ( 1 ) و در ذيل آيهء :
* ( وَكانَ أَبُوهُما صالِحاً ) * ( 2 ) : پدرشان صالح بود .
آمده كه فاصلهء ميان آن دو پسر و پدر صالحشان هفت جد و بعضى گفتهاند :
هفتاد جد ، بوده است . ( 3 ) ولىّ خدا در زمين ، گل خدا در ميان مردم است ، كه مؤمنان بويش را استشمام مىكنند ، و صالحان شيفتهء ديدار اويند .
علامت « ولىّ » سه چيز است : همواره به ذكر حق مشغول ، و همّ و غمّش
هامش
( 1 ) في الحديث النّبوى :
انّ اللَّه يحفظ الرّجل في ولده و ولد ولده و في جيرانه .
( 2 ) كهف / 81 .
( 3 ) اشاره به داستان موسى و خضر عليهما السّلام است ، كه خداوند گنج را براى آن دو پسر صغير حفظ فرمود .