تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
مىشود ، و چون سلامتى را بيابد ، با آسودگى به گناه مشغول گردد ، چون در آسايش افتد ، خود بين و خودپسند گردد ، و چون در گرفتارى افتد ، نوميدى او را فرا گيرد اگر مبتلا گردد ، با درماندگى دعا گويد ، و چون روى خوش بيند ، مغرورانه ( به درگاه حق ) پشت كند . نفس امّاره ، بر آنچه گمان دارد ، بر او مسلَّط است ، ولى او بر نفس در آنچه يقين دارد ، مسلَّط نيست ، ( 1 ) در كوچكترين گناه ، بر ديگران مىترسد ، ( 2 ) و بيشتر از عملى كه انجام مىدهد ، براى خود توقّع پاداش دارد ، چون بىنياز شود ، سركش و فتنه‌گر گردد ، و چون تهيدست و محتاج شود ، نااميد و سست گردد ، در انجام كار و عمل كوتاهى ورزد ، و چون چيزى بخواهد ، پافشارى و مبالغه نمايد ، اگر زمينهء شهوتى پيش آيد ، گناه را مرتكب گردد ، و توبه را پشت گوش اندازد ، اگر اندوه و رنجى به او رسد ، ( 3 ) دستورهاى دين را وانهد ، در بارهء عبرت گرفتن از گذشتگان ، به نيكى سخن گويد : ( 4 ) اما خود ( از آنها ) عبرت نمىگيرد ، در دادن پند و اندرز ، راه مبالغه و گفتار بسيار در پيش گيرد ، ولى
هامش
( 1 ) و هم معارض عقل است ، و در اينجا منظور از نفس قوهء وهميّه است و منظور در اينجا اين است كه : قوّهء وهميّه در اوهام بر او غلبه دارد ، ولى او نمىتواند در چيزهايى كه يقين دارد ، بر نفس غلبه پيدا كند ، و هميشه تابع نفس و وهم است ، نه عقل و خرد . ( شعرانى ) ( 2 ) علَّامه شعرانى : يخاف على غيره : در كوچكترين گناهى نسبت به ديگران مىترسد ، ولى از گناه بزرگى كه خود مرتكب مىشود ترسى ندارد . ( 3 ) علَّامه شعرانى : عراه يعنى اصابه . ( 4 ) علَّامه شعرانى : يقول باللسان يجب : با زبان مىگويد : بايد از گذشتگان درس عبرت گرفت ، ولى در عمل عبرت نمىگيرد .