بنا بر اين خداوند دوست خود را به خويشتن وانمىگذارد و حاجت و نيازش را مورد توجّه قرار مىدهد .
خداى متعال فرموده : آن كس كه بندهء مؤمن مرا بيازارد و يا او را بترساند ، مرا آزرده و با من اعلان جنگ داده است . ( 1 ) و نيز فرموده است : هيچ چيز مانند قبض روح بندهء مؤمنم ، مرا به ترديد ، وانمىدارد ، زيرا او مرگ را دوست ندارد و من ناخوشنودى او را نمىخواهم . ( 2 ) حضرت صادق عليه السّلام فرمود : در روز رستاخيز گويندهاى فرياد مىزند :
كجايند آزار دهندگان اولياى من ، پس گروهى برخيزند كه صورتشان گوشت ندارد ، پس گفته مىشود : اينانند كه مؤمنان را اذيّت و با آنان دشمنى مىكردند و به خاطر ديندارى آنها را به استهزا مىگرفتند ، سپس فرمانى مىرسد ، كه آنها را به دوزخ برند . ( 3 ) و فرمود : هر كس مؤمنى را كوچك شمارد ، همواره خدا او را كوچك گرداند ، تا دست از كارش باز كشد . ( 4 ) و فرمود : هر گاه مؤمنى چيزى را از مؤمن ديگر دريغ نمايد و مورد احتياج او باشد ، و او قادر به انجام نياز او باشد ، چه از پيش خود و چه بتواند از
هامش
( 1 ) قال سبحانه : فليأذن بحرب منّى من اذى عبدى المؤمن او اخاف لى وليّا .
( 2 ) قال سبحانه : ما ترددت في شيء انا فاعله كترددى في قبض روح عبدى المؤمن يكره الموت و اكره مساءته ،
البته ترديد در مورد خداوند مجازى است ، و بر سبيل مثال بيان شده است .
( 3 ) قال الصادق عليه السّلام :
اذا كان يوم القيامة ينادى المنادى : اين الموذون لاوليائى ، فيقوم قوم ليس في وجوههم هى لحم فيقال هؤلاء الذين آذوا المؤمنين و نصبوا لهم العداوة و عاندوهم و عنفوهم في دينهم ثم يؤمر بهم الى جهنّم .
( 4 ) علَّامه شعرانى : مزرقه اسم فاعل از ازرق است يعنى چشم منقلب كه سفيدش ظاهر گردد .