باب سى و يكم حزن و فضيلت آن
خداوند در بارهء حزن يعقوب عليه السّلام مىفرمايد :
* ( وَابْيَضَّتْ عَيْناه مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ ) * ( 1 ) : چشمانش از اندوه سفيد گشت پس او فرو برندهء اندوه است .
مسلَّم است كه حزن او براى فراق يوسف نبود ، بلكه عبادت خدا محسوب مىشد .
روايت است كه پيامبر اسلام صلَّى الله عليه و آله و سلم همواره در اندوه و تفكَّر به سر مىبرد ، چرا كه صفات مردم نيك همين است و خداوند دل محزون را دوست مىدارد ، و هر گاه دلى را دوست بدارد ، پردهء حزن را در آن مىگستراند ، و حزن جز در دل سليم قرار نمىگيرد ، و دلى كه حزن ندارد ، ويران است .
تا آنجا كه اگر دلى محزون در يك امّت يافت شود ، خداوند آن امّت را ( به احترام او ) مورد ترحّم و مهر خويش قرار مىدهد . ( 2 ) مصنّف مىگويد : اگر انسانى محزون باشد ، عجيب نيست ، بلكه عجيب آن است كه : چگونه يك لحظه دلى از حزن خالى ماند .
هامش
( 1 ) يوسف / 84
( 2 ) قال النبى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم :
و لو انّ محزونا كان في امة لرحم اللَّه تلك الامّة .