گريز از همنشينان بد ، به سوى خدا
امير المؤمنين عليه السّلام همهء اين ( دشمنان ) را در كلام شيوايش جمع كرده و مىفرمايد : روزگار با يك چشم به هم زدن ناخوشاينديها را متوجّه انسانها مىسازد ، ( 1 ) و مردم را سخت در غفلت مىگذارد ، سوگند به خدا مرگ ، لذّتها و نعمتهاى دنيا را رسواى ( بىثباتى ) نموده و براى خردمند جاى شادى باقى نگذاشته ، و براى قيام به حقّ مؤمنان ، دوست صميمى و كسان و نزديكانى باقى نگذارده ، تا جايى كه نزديك است ، براى سلامتى ايمان ، جدايى از مردم و تنهايى را پيشه سازند و از آنان دور بمانند ، چنان كه خداى متعال مىفرمايد :
* ( فَفِرُّوا إِلَى الله إِنِّي لَكُمْ مِنْه نَذِيرٌ ) * ( 2 ) : به سوى خدا بگريزيد ، كه من براى شما بيم دهنده هستم .
كه خداوند با اين آيه فرار به سوى او را ، فرار از گناه و قطع رابطه با مردم و اعتماد به حقّ در همهء حالات ، اراده كرده است ، و كسى كه مردم را نمىشناسد ، به آنها نزديك مىگردد ، و اگر كسى از آنها بترسد ، دليل شناخت او از مردم است .
عاقلى ، عاقل ديگر را وصيّت كرد و به او گفت : با كسى كه او را ( به درستى ) نمىشناسى معاشرت مكن . وى در پاسخ گفت : من بالاتر از اين را مىگويم ، و آن اين است كه : اگر كسى را مىشناسى ، ( 3 ) منكر اين شناخت شو ( و بگو تو را نمىشناسم ) زيرا كسى كه انسان را نمىشناسد ، آزارى به او نمىرساند ( و
هامش
( 1 ) علَّامه شعرانى : يأتى الدهر بالمكاره
: روزگار با يك چشم به هم زدن سختيها را بر مردم فرود مىآورد و مردم را عاقل مىسازد .
( 2 ) الذاريات / 48
( 3 ) علَّامه شعرانى : كسى را كه نمىشناسى با او معاشرت مكن و او گفت : حتى اگر مىشناسى او را انكار كن .