جسمم شده ، و مرا در غم و حزن جانكاه و دائم فرو برده ، و از خانواده و فرزند ، بازداشته است ، به طورى كه اشكم جارى ، و نالهء جانسوز بين گلو و سينهام بلند است ، اى سرور و مولاى من ! اندوه پرسوز مرا با خنكى عفو و بخششت ، خنك كن ، و با گستردگى رحمت و آمرزشت ، اندوهم را بر طرف ساز ، چرا كه من جز از خوف تو آرام نگيرم ، و جز در پرتو فروتنى در برابر عظمت تو ، عزيز نمىشوم ، و جز در پرتو اطمينان و توكَّل به تو رستگار و پيروز نمىگردم ، اى مهربانترين مهربانان . » ( 1 ) از بينش سياسى و اجتماعى علَّامه ديلمى اينكه : در كتاب « غرر الاخبار » خود در ذكر اختلافات سران كشورهاى اسلامى پس از انقراض سلسلهء عبّاسيان در سال 656 ه ق ، مىنويسد : « اختلاف و كشمكش شديد سران كشورهاى اسلامى باعث ضعف و ناتوانى مسلمانان ، و تقويت كافران شده است و اين موضوع بسيار نگرانكننده است . . . تا جايى كه حدود صد سال است كه مسلمانان به دست كافران كشته مىشوند ، و اموالشان در چنگال آنها به يغما برده مىشود ، به هوش باشيد ، و با اتّحاد و به هم پيوستگى ، نگذاريد كافران بر شما مسلَّط گردند . » ( 2 ) از ويژگىهاى علَّامه ديلمى ، آگاهى به هنر و فنون ادبيّات بود ، چنان كه اين موضوع در شيوهء نويسندگى و اشعار و فرازهاى بيان شيوايش ، به روشنى آشكار است ، به عنوان نمونه در يكى از اشعارش ، چنين گويد :
« لا تنسوا الموت في غمّ و لا فرح
فالموت ذئب و عزرائيل قصّاب ؛
: مرگ را در هنگام اندوه و هنگام شادى ، در هر حال فراموش نكنيد ، مرگ گرگ است ، و عزرائيل قصّاب مىباشد . »
هامش
( 1 ) اعيان الشّيعه ، ط جديد ، ج 5 ، ص 251 .
( 2 ) همان ، ص 250 ، الذّريعه ، ج 1 ، ص 715 .