تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
و ديگرى گفته : ( 1 ) اى كسى كه آرزوهايى دارى ، و در سر راهت مرگ قرار دارد ، چه بسيار مردمان به دنيا آمدند و رفتند و در زمان ما مردند و چه بسيار پس از ما مىآيند و هلاك مىگردند .

گفتار بزرگان در كوتاه كردن آرزو

امام حسين عليه السّلام فرمود : ( 2 ) اى پسر آدم ، تو همچون روزگار هستى كه روزى كه بگذرد ، قسمتى از ( عمر و نيروى ) تو كم مىگردد . به بزرگى گفتند : ( 3 ) حالت چطور است ؟ گفت : از مرگ غفلت كرده‌ام ، گناهان مرا احاطه كرده‌اند و اجل با شتاب به سويم مىآيد ، نمىدانم به چه سختىهايى مىافتم ، و كيست كه حالش از من بدتر باشد و خطرش بيشتر ؟ سپس به گريه افتاد . « ابو العتاهيه » ( كه از شعراى عرب بود ) به عيادت ، ابى نواس شاعر - كه در آخرين لحظات زندگى به سر مىبرد - رفت . پرسيد : خود را چگونه مىبينى ؟ ابو نواس ، در پاسخ اين اشعار را قرائت نمود : ( 4 )
هامش
( 1 )يا ايّها المطلق اماله من دون امالك اجال كم ابلت الدّنيا و كم جددّت فينا و كم تبلى و تغتال ( ، )( ، ) علَّامه شعرانى : تهلك : نابود مىكند ( 2 ) قال الحسين عليه السّلام : يا ابن آدم انّما انت ايّام كلَّما مضى يوم ذهب بعضك ( 3 ) قال بعضهم لرجل كيف اصبحت ؟ فقال اصبحت و اللَّه في غفلة من الموت مع ذنوب قد احاطت بى و اجل مسرع اقدم على هول لا ادرى على ما اقتحم فمن أسوأ حالا منّى و اعظم خطرا ثمّ بلى ( 4 )دبّ ( ، ) في الفنا سفلا و علوا و ارانى اموت عضوا فعضوا ذهبت جدّتى بطاعة نفسى فتذكّرت طاعة اللَّه نضوا ليس من ساعة مضت بى الَّا نقصى بمرها لى جزء قد أسأت كلّ الاسائة فاللَّهمّ صفحا عنّا و عفوا عفوا( ، ) علَّامه شعرانى : دب دبيبا يعنى : ذهب و سرى خفيا : به طور مرموزى نابودى در همهء اعضاى من نفوذ كرده است
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 116 | ابو الحسن شعرانى / الحسن بن محمد الديلمي / علي سلگي نهاوندي