و ديگرى گفته : ( 1 ) اى كسى كه آرزوهايى دارى ، و در سر راهت مرگ قرار دارد ، چه بسيار مردمان به دنيا آمدند و رفتند و در زمان ما مردند و چه بسيار پس از ما مىآيند و هلاك مىگردند .
گفتار بزرگان در كوتاه كردن آرزو
امام حسين عليه السّلام فرمود : ( 2 ) اى پسر آدم ، تو همچون روزگار هستى كه روزى كه بگذرد ، قسمتى از ( عمر و نيروى ) تو كم مىگردد .
به بزرگى گفتند : ( 3 ) حالت چطور است ؟ گفت : از مرگ غفلت كردهام ، گناهان مرا احاطه كردهاند و اجل با شتاب به سويم مىآيد ، نمىدانم به چه سختىهايى مىافتم ، و كيست كه حالش از من بدتر باشد و خطرش بيشتر ؟
سپس به گريه افتاد .
« ابو العتاهيه » ( كه از شعراى عرب بود ) به عيادت ، ابى نواس شاعر - كه در آخرين لحظات زندگى به سر مىبرد - رفت .
پرسيد : خود را چگونه مىبينى ؟
ابو نواس ، در پاسخ اين اشعار را قرائت نمود : ( 4 )
هامش
( 1 )يا ايّها المطلق اماله
من دون امالك اجال
كم ابلت الدّنيا و كم جددّت
فينا و كم تبلى و تغتال ( ، )( ، ) علَّامه شعرانى : تهلك : نابود مىكند
( 2 ) قال الحسين عليه السّلام :
يا ابن آدم انّما انت ايّام كلَّما مضى يوم ذهب بعضك
( 3 ) قال بعضهم لرجل كيف اصبحت ؟ فقال اصبحت و اللَّه في غفلة من الموت مع ذنوب قد احاطت بى و اجل مسرع اقدم على هول لا ادرى على ما اقتحم فمن أسوأ حالا منّى و اعظم خطرا ثمّ بلى
( 4 )دبّ ( ، ) في الفنا سفلا و علوا
و ارانى اموت عضوا فعضوا
ذهبت جدّتى بطاعة نفسى
فتذكّرت طاعة اللَّه نضوا
ليس من ساعة مضت بى الَّا
نقصى بمرها لى جزء
قد أسأت كلّ الاسائة فاللَّهمّ
صفحا عنّا و عفوا عفوا( ، ) علَّامه شعرانى : دب دبيبا يعنى : ذهب و سرى خفيا
: به طور مرموزى نابودى در همهء اعضاى من نفوذ كرده است