به اعتقاد او كم باشد . گفتم : آنچه بر منبر گفتى ، خلاف آن مىگويى .
گفت كه تهديد و توعيد كرده بودند مرا كه چنين و چنان كن . پس من از روى تقيّه آن سخنان بر منبر گفتهام . اميد است كه عذر من قبول شده باشد .
و أيضا : لو وقع منه المعصية : فإن وجب زجره و الإنكار عليه سقط محلّه عن القلوب ، و لم يجب اتّباعه ، و انتفت فائدة الإمامة ؛ و إن لم يجب لزم « 1 » الإخلال بالنهى عن المنكر ؛ و هو حرام بالإجماع .
و همچنين : اگر واقع شود معصيت از امام ، واجب مىشود زجر و منع او و انكار بر او ؛ و از اين ممرّ ساقط مىشود مرتبه و حرمت او از دلها . پس واجب نباشد تابعيت او و منتفى باشد فايدهء امامت ؛ و اگر زجر آن امام براى معصيت او واجب نباشد ، اخلال به نهى از منكر خواهد بود
/ 54 B /
و اين حرام است « 2 » به اجماع امّت .
و أيضا : فلأنّه حافظ للشرع ، لعدم إحاطة القياس و السنّة به ، لتجدّد الحوادث ؛ فلو لم يكن معصوما لاختلّ أمر الشريعة .
هامش
( 1 ) . س : - لزم .
( 2 ) . س : - است .