تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة السعدية ( رساله سعديه ) ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
واجب نباشد تابعيت امام ، پس فايدهء امامت منتفى باشد . و آنچه بر مترجم اين رساله ظاهر است از سخنان رؤساى اهل سنّت آن است كه ايشان نيز ردّ امامت فاسق كرده‌اند ضمنا و كناية . چرا كه ابو على سينا مىگويد كه جايز است امامت مفضول بر فاضل چون علىّ و ابو بكر ؛ و ملّا سعد الدين تفتازانى مىگويد كه احاديث و اخبار دلالت دارد بر افضليت علىّ نه بر امامت او ؛ و همهء عوام الناس مىدانند كه تفضيل مفضول بر فاضل قبيح است ؛ و همچنين فخر رازى اشعرى شرك اشعريّه ثابت نموده است ؛ و ديگر علماى ايشان در « 1 » چنين دوران و « 2 » زمان چون زياده از اين نتوانستندى گفت ، به رمز و ايما و اشاره اكتفا نموده‌اند چنان كه اكثر علماى اماميّه نيز از تصريح بر آن خود را محافظت نموده‌اند غيراز سيّد سند كه به شمشير با ايشان مقاتله
/ 54 A /
و مقابله نموده ، و مىفرموده است كه : « الناس صنفان اثنى عشر و الباقى كافر . » پس معلوم مىشود كه علماى اهل سنّت نيز مذهب حقّ را دانسته‌اند و به جهت حفظ نفس معلوم و معاش ضرورى ظاهرا به اعتقاد ايشان‌اند كه « الناس على دين ملوكهم » 31 ، و مؤيّد براين آنكه دده ولى درويش عالم كردى نقل نمود كه در بلاد روم ، واعظ بر منبر ترغيب و تحريص مىنمود بر جنگ قزلباش و چون با او در خلوت صحبت ميسّر شد ، شيعه بود كه
هامش
( 1 ) . س : - در . ( 2 ) . س : - و .