بديعى يا جدلى به كار مىبرد امّا در اين مجموعه وى آنگونه كه رسم و شيوه شعر است نشان و خلعت رامشگران و غزلسرايان بر خود مىپوشد ، و بيش از آنكه سخن بگويد به آهنگ و نوا توجه دارد و فقط مىگويد يك دوست يا غالبا دو دوست يا باد كه پيام را چنين و چنان به مكانى مىبرد يا مكانهايى كه از آنها مىگذرند كه ما از پيش تحت تأثير آهنگ او بوديم . هرچند من از جهتى با نيكلسون موافق نيستم ولى در مقابل ترجمهء درست و قابل ستايشش جز تكريم و تجليل وظيفهاى ندارم . و بگونهاى ترجمهاش رسا است كه خوانندهء حساس آن را كه حتى به زبان عربى آشنايى ندارد ، قانع خواهد ساخت كه اصل عربى آن شعر مهمى بوده است .
در حدود ده سال كوشيدم ولى نتوانستم در ترغيب آنانى كه به تجديد چاپ ترجمان الاشواق گرايش بيشترى دارند ، توفيق حاصل نمايم . سخت خوشحالم از اينكه به ناشران معاصر تبريك بگويم كه بار ديگر با همتشان تسهيلاتى در امر چاپ و نشر كتاب گرانبهايى فراهم نمودهاند كه مدت زيادى چاپ آن تمام شده است .
ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 37
مساهمون: ابن عربي
ص٣٧