4 - پس وجد و شوقى بايد تا در مقابل هر افزايشى از حسن كه بر طبق طرح مقدر صورت مىگيرد مقارن شود و تطابق نمايد .
شرح
[ 1 و 4 وى دائما در آزار و شكنجه است ]
1 و 4 وى دائما در آزار و شكنجه است زيرا در اضطراب غيبت معشوق بسر مىبرد و اميدوار است كه با ديدار معشوق بهبود يابد ولى ديدار تنها دردش را مىافزايد زيرا وى هميشه از مقام پايينترى به مقام بالاتر ارتقا مىيابد و به ناچار در مرحلهء اخير ، شهوت و خواسته انسانى شديدتر از مرحله نخست خواهد بود .
قصيده پنجاه و ششم تاجى چون دوشيزه زيبا
1 - هدفم ديدار قصر كنگرهدار بغداد است نه قصر سنداد .
2 - شهر چون تاجى است كه در بالاى باغها قرار دارد گويى عروسى است كه با بهترين عطرهاى بزمى ظاهر گشته است .
3 - باد با شاخهها بازى مىكند و آنها خم مىشوند و كرنش مىكنند گويى آن دو با يكديگر پيمان صداقت بستهاند .
4 - به نظر مىرسد دجله رشتهء مرواريدى است كه به گردن او آويخته شده است و شوهرش سرور ما و امام ما است كه ما را به راه راست هدايت مىكند .
5 - كسى كه يارى مىدهد و يارى مىشود بهترين خليفهء حق است كه در جنگ بر پشت اسب سوار نمىشود .
6 - خدا وى را ببخشايد مادامىكه كبوتر بر بالاى شاخهء لرزان و متحرك فرود آمد براى او ناله سر مىداد .
7 - و همچنين مادامىكه برقهاى دهانهاى متبسم دوشيزگان از شادى درخشيدند و برق زدند ، باران بامدادى از مردمك چشم من فروريخت .