تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦

زبان شناسان كوفه

هنگامى كه مسلمانان به تفسير قرآن پرداختند ، به ثبت معانى الفاظ و فهم سبك عبارات آن ، نيازمند شدند و اين مطلب آنها را به بحث و بررسى در سبكها ، سخنان ، اشعار و ضرب المثلهاى عرب سوق داد . ولى اين كار از ابهام و فساد مصون نماند ، مگر زمانى كه از عربهاى بيابان نشين استفاده مىكردند . كسانى كه در زمان جاهليت ، قريش الفاظ و سبكهاى آنان را برمىگزيدند ، لذا گروهى از مسلمانان تصميم گرفتند تا نزد عربهاى بيابان نشين رفته اشعار و ضرب المثل‌ها را گردآورى كنند و از آنها دربارهء معانى الفاظ و روشهاى بيان سؤال كنند و انجام اين امور را با علوم مربوط به آن مانند صرف و نحو و بلاغت ، ادبيات ناميدند . و كسانى كه زبان و روشهاى آن را از قبايل منتقل و در كتابها به ثبت رسانيدند و آن را به صورت علمى درآوردند تنها « 1 » اهل بصره و كوفه بودند و غيرعرب بيشتر به گردآورى زبان و قواعد آن اشتغال داشتند ، زيرا نياز آنها به اين كار بيش از عربها بود . از باسابقه‌ترين كسانى كه به گردآورى زبان و ادبيات اشتغال داشته ، و در زمينه حفظ و روايت از قابليتهاى بسيار برخوردار بوده ابو عمر بن علاء تميمى است كه در سال 154 ( ه . ق ) در كوفه وفات يافت . وى در مكه متولد شد و كتابهايش كه از عربهاى فصيح نقل كرده بود تا نزديك سقف خانه‌اش را پر كرده بود . « 2 » با اين وجود مىگفت : ( آنچه عرب گفته جز اندكى نزد شما نيست ، اگر قرار بود از مطالب بيشترى برخوردار شويد بايستى علم و شعر بسيار به شما مىرسيد ) . در قرن دوم ( ه . ق ) گروه بسيارى از جويندگان ادب و لغت در عراق از ديگران پيشى جستند ، مشهورترين آنها چهار نفر هستند كه در يك عصر مىزيستند و عبارتند از :
هامش
( 1 ) - كتاب مزهر سيوطى ، ج 1 ، ص 105 . ( 2 ) - وفيات الاعيان ابن خلكان ، ج 1 ، ص 386 - م .