تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
نيست بلكه ( فاذا هو هى ) صحيح است . و مدت طولانى به بحث پرداختند سرانجام توافق كردند تا به عربى اصيل مراجعه كنند كه سخنش با كلام مردم شهر آميخته نشده باشد ، امين به كسائى عنايت و توجه بسيار داشت زيرا استادش بود ، بدين سبب اين عرب را فرا خواند و در اين باره از او سؤال كرد او نيز همان سخنان سيبويه را تكرار كرد . امين به او گفت : ( ما مىخواستيم كه مانند كسائى سخن بگويى ) عرب گفت : ( در اين مورد زبانم از من پيروى نمىكند زيرا تنها سخن صحيح مىگويد . ) امين و كسائى با عرب قرار گذاشتند تا مجلسى تشكيل شود و شخصى از او بپرسد كه « سيبويه و كسايى چنين گفتند حق با كدام يك از آنهاست ؟ و عرب بگويد : ( حق با كسايى است ) » . عرب گفت : « اين ممكن است » . پس از آن مجلسى با حضور امين و سيبويه تشكيل شد و بزرگان نحو گرد آمدند . آن شخص عرب نيز حاضر شد ، آن گاه مسأله را نزد عرب مطرح كردند و مىگفت « سخن كسايى صحيح است و آن كلام عرب است . » سيبويه فهميد كه آنها به او ستم روا داشتند و از كسائى جانبدارى كردند . اين پيشامد بر وى گران آمد لذا به قصد كشور ايران از بغداد خارج شد و تا زمان مرگ در ايران ماند و به بصره باز نگشت . در قرن دوم و بخشى از قرن سوم علوم بسيارى در كوفه شكوفا شد و نحويان ، راويان حديث حافظان ، اديبان و شاعران برجسته‌اى ظهور كردند . برخى گفته‌اند : « در اين زمينه‌ها بصره پيشى جسته بود و مردم كوفه از بصريان استفاده مىكردند ، در حالى كه آنها تمايل نداشتند از مردم كوفه بهره بجويند زيرا معتقد بودند كه آنها اهل تحقيق نيستند . و تاكنون مشاهده نشده كه يكى از بصريان از مردم كوفه در زمينه مسائل علمى استفاده كرده باشد بجز ابو زيد انصارى ، با وجود اين كه شعر در كوفه بيشتر ، جامعتر و كاملتر از بصره بود ولى بسيارى از آنها ساختگى است » . پس از پيروزى كسائى ، گروه بسيارى از مردم كوفه در مسائل علمى پيشرفت كردند زيرا پيروزى كسائى بر سيبويه موفقيت شهرش قلمداد مىشد و گروهى از آنها همچون فراء ، ابن اعرابى ، هشام بن معاويه ضرير و ابن سكيت در بغداد شهرت يافتند .
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 530 | سعيد راد رحيمى / السيد حسين البراقي النجفي