كوفه شدند .
در ابتدا ، ابو سرايا ، كاخ عباس بن موسى بن عيسى را به تصرف خود درآورد و تمام اموال و زر و زيور آن را كه گنجى بزرگ و غير قابل شمارش بود ، ربود و مردم كوفه با او بيعت كردند . گويند علت قيام ابو سرايا ، اين بود كه وى از فرماندهان هرثمه بود و او در پرداخت حقوق ابو سرايا مسامحه مىكرد . ابو سرايا خشمگين شد و به سوى كوفه رفت و با ابن طباطبا بيعت كرد و كوفه را گرفت و مردم آن نيز در اختيار او قرار گرفتند و مردم از مناطق مختلف كوفه و نيز عربهاى بيابانى نزد او مىآمدند و با او بيعت مىكردند .
سليمان بن منصور از طرف حسن بن سهل فرماندار كوفه بود ، و به سبب عدم توانايى در دفاع از كوفه ، حسن او را توبيخ و سرزنش كرد و زهير بن مسيب ضبى را به همراه ده هزار سوار و پياده براى جنگ با آنها به كوفه فرستاد . ابن طباطبا و ابو سرايا به جنگ او رفتند و در روستاى شاهى با او نبرد كردند . وى گريخت و سپاهش را غارت كردند .
اين جنگ در آخر ماه جمادى الاخر به وقوع پيوست . روز اوّل ماه رجب ، محمّد بن ابراهيم بن طباطبا به طور ناگهانى جان سپرد زيرا ابو سرايا ، او را مسموم كرده بود و علتش اين بود ؛ زمانى كه اموال لشگر زهير را به غنيمت بردند ، وى ابو سرايا را از ربودن آنها منع كرد و مردم هم مطيع محمّد بودند و ابو سرايا دانست كه با بودن محمّد ، قدرتى نخواهد داشت ، لذا او را مسموم كرد و جان سپرد و نوجوانى به نام محمّد بن محمّد بن زيد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب ( ع ) جانشين وى شد ولى همچنان قدرت در دست ابى سرايا بود .
زهير به كاخ ابن هبيره برگشت و آنجا ماند و حسن بن سهل عبدوس بن محمّد بن ابى خالد مرو رودى را با چهار سوار به جنگ ابو سرايا فرستاد . ابو سرايا به سوى آنها رفت و در روز هفدهم ماه رجب در محل جامع « 1 » با آنها نبرد كرد و عبدوس را كشت ، و حتى يك نفر از يارانش نجات نيافت بلكه همگى كشته يا اسير شدند و طالبيان در شهرها پراكنده شدند .
هامش
( 1 ) - جامع ، نام روستايى در غوطه است . - م .