تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
پرسيد كه همگى منكر شدند . سپس زيد گفت : چگونه ممكن است خالد اموالى به من سپرده باشد ، در حالى كه وى بر روى منبر به پدرانم ناسزا مىگويد ؟ « 1 » يوسف بن عمر ، خالد را نزد آنان آورد و به او گفت : اينها كسانى هستند كه بر ضدشان چنان ادعايى داشتى . خالد اعتراف كرد كه مالى نزد آنان ندارد . يوسف خشمگين شده ، گفت : مرا مسخره كرده‌اى يا امير مؤمنان را ؟ آن گاه تا حدّ مرگ او را زد . زيد به خالد گفت : چرا چنين ادعايى كردى ؟ خالد گفت : به اميد رهايى از شكنجه‌هاى طاقت فرسا چنين ادعايى كردم . پس از اين كه برائت زيد شهيد از اتهاماتى كه به وى نسبت داده بودند براى حاكم آشكار شد ، او چند روزى در كوفه به سر برد و هنگامى كه از اين سفر به مدينه باز مىگشت در قادسيه يا ثعلبيه گروهى از مردم كوفه به او پيوستند و از جور و ستم آشكار امويان به او پناه آوردند و از او درخواست كردند تا به شهر آنان بازگردد و به او گفتند : ما چهل هزار رزمنده هستيم كه در كنار تو تا آخرين نفس شمشير خواهيم زد و فقط گروهى از مردم شام در مقابل ما هستند كه به اذن خداى تعالى برخى از قبايل ما براى مبارزه با آنها كفايت مىكند . . . و با زيد عهد و پيمان بستند كه وى را تنها نگذارند ، اما زيد به آنها گفت : من بيم دارم همان رفتارى را كه با پدرانم كرديد با من نيز انجام دهيد . آنان سوگندهاى استوارى ياد كردند كه در پيش روى او جهاد خواهند كرد . « 2 » هنگامى كه زيد تصميم گرفت با آنها موافقت كند و به مردم كوفه پاسخ مثبت دهد ، گروهى از دوستان صميمى و افراد خيرخواه ، او را از خيانت مردم كوفه و بىثباتى آنها در گفتار و كردار آگاه كردند . با وجود اين ، زيد به كوفه بازگشت و اين امر ، بر ياران و خاندانش گران آمد و آنان به شدت او را بر حذر داشتند و به علت دورويى و تمايل به آزمندى آن خيانتكاران ، او را از عواقب اين توافق آگاه كردند . داود بن على بن عبد اللّه بن عباس بن عبد المطلب ، نخستين كسى بود كه زيد را از اين كار برحذر داشت . وى در ثعلبيه همراه زيد بود . داود گفت : اين گروه تو را فريب ندهند ،
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 8 ، ص 274 ( از حاشيه كتاب زيد ) . ( 2 ) - خطط مقريزيه ، ج 4 ، ص 301 و تاريخ طبرى ، ج 8 ، ص 264 .
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 432 | سعيد راد رحيمى / السيد حسين البراقي النجفي