گفتيم ، هر زيبايى ، مورد سرزنش نكوهش كنندهاى نيز قرار مىگيرد .
نجاشى در هجو اهل كوفه چنين مىسرايد :
هرگاه خداوند ، قومى را به وسيلهء ابرهاى بارنده سيراب كند ولى اهل كوفه را سيراب نكند آنها كسانى هستند كه زنانشان را در حال پاكى رها مىكنند و در ساحل دجله ، گاو را مىكشند در تاريكى شب به سرقت مىپردازند و در روشنايى روز ، ديوارهاى شهر را خراب مىكنند خداوندا ! كينه و دشمنى ميان آنها بيفكن تا به وسيلهء دشمنانشان كشته شوند « 1 » .
منازل نعمان بن منذر و حيره و نجف و خورنق و سدير و غريان و مناطق خوش آب و هوا و عبادتگاههاى بزرگ ، در حومهء كوفه قرار دارند و در اين كتاب اسامى آنها را به ترتيب ذكر كردم ، رامه ، دختر حسين بن منقذ بن طماح به كوفه آمد ولى آب و هواى آنجا به او نساخت و اين اشعار را سرود :
اى كاش مىدانستم آيا مىتوانم يك شب در كوفه بمانم در حالى كه ميان من و كوفه دو رود فاصله است ؟ اگر كسى كه مرا براى سفر به كوفه تشويق كرد ، نجاتم دهد ناگزيرم با كينهتوزى زندگانى كنم « 2 » .
مسافتها ، از كوفه تا مدينه حدود بيست منزل و از مدينه تا مكه از راه جاده نيز بيست منزل و مسافت كوفه تا مكه كوتاهتر از اين راه و حدود سه منزل است . هنگامى كه حاجيان به معدن نقره مىرسند ، از سوى مدينه ، مسير خود را تغيير داده به معدن بنى سليم ، مىروند و از آنجا به ذات عرق و سرانجام به مكه مىرسند .
يكى از حافظان كوفه ، محمد بن علاء بن كريب همدانى كوفى است و او نيز از عبد اللّه بن مبارك و عبد اللّه بن ادريس ، حفص بن غياث ، و كيع بن جراح و جز آنان حديث فرا
هامش
( 1 ) -اذا سقى اللّه قوما صوب غادية * فلا سقى اللّه اهل الكوفه المطراالتاركين على طهر نساءهم * و النايكين بشاطى دجلة البقراو السارقين اذا ما جن ليلهم * والدارسين اذا ما اصبحوا السوراألق العداوة و البغضاء بينهم * حتى يكونوا لمن عاداهم جزرا( 2 ) -الا ليت شعرى هل ابيتن ليلة * و بينى و بين الكوفه النهرانفان ينجنى منها الذى ساقنى لها * فلا بد من عمر و من شنآن