عبد الملك بن عمير گويد : زياد را ديدم كه دور مسجد كوفه مىگشت و مىگفت :
چقدر به مسجدهاى ديگر شباهت دارد و من براى هر ستون آن يكصد و هجده دينار پرداختم . پس از چندى بخشى از آن فرو ريخت و حجاج آن را ويران كرد و دوباره ساخت ، سپس ديوارى كه پس از خانهء مختار قرار داشت ، فرو ريخت و يوسف بن عمر آن را ساخت .
سيد اسماعيل بن محمد حميرى دربارهء مسجد كوفه چنين سرود :
به جانم سوگند ، هيچ مسجدى در مكه يا نمازخانهاى در مدينه ، هنگام ظهر نيست و در شرق و غرب هيچ مسجد آباد و دور افتادهاى سراغ ندارم كه فضيلت آنها از مسجد مبارك كوفان كه گسترده ، داراى درختان سرو و شنزار است ، بيشتر باشد مسجدى كه نوح در آن شرافت و عظمت يافت و در آن ، كشتى خود را ساخت در آن مسجد از تنور ، آب جوشيد و همانجا به نوح وحى رسيد كه به كشتى سوار شو و در خانهء حضرت امير مؤمنان ( ع ) كه به مسجد كوفه گشوده مىشد ، محل گذر امير مؤمنان پاك بود « 1 » .
از مالك بن دينار روايت شده كه گفت : هنگامى كه حضرت على بن ابى طالب ( ع ) به كوفه نزديك مىشدند ، مىفرمودند :
خوشا جايگاهى كه در كوفه داريم سرزمينى هموار و معروف كه حتى شتران علفخوار ما نيز با آن انس دارند « 2 » .
سفيان بن عيينه مىگويد : عبادات را از اهل مكه ، قراءت قرآن را از مردم مدينه و حلال و حرام را از اهل كوفه فرا گيريد ، با وجود آنچه ما دربارهء صفات پسنديدهء كوفه
هامش
( 1 ) -لعمرى ما من مسجد بعد مسجد * به مكه ظهرا او مصلى بيثرببشرق و لا غرب علمنا مكانه * من الارض معمورا و لا متجنببأبين فضلا من مصلى مبارك * بكوفان رحب ذى اراس و محصبمصلى به نوح تأثل و ابتنى * به ذات حيزوم و صدر محنبو فار به التنور ماء و عنده * ليه قيل يا نوح ففى الفلك فاركبو باب امير المؤمنين الذى به * ممر امير المؤمنين المهذب( 2 ) -يا حندا مقامنا بالكوفه * ارض سواء سهلة معروفةتعرفها جمالنا العلوفه