تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
افغانستان ، پيش از پيدايش كشورى افغان در 1160 / 1747 ، در دوره‌هاى مختلف بخشى از امپراتوريهاى گوناگونى را تشكيل مىداده است ؛ اهالى مراكز عمدهء جمعيتى به خوبى طرز رفتار با نهادهاى اجرايى را مىدانستند . از آنجايىكه اوضاع كشورهاى غالب همواره در معرض تغييرات سريعى بود ، مأموران حكومتى محلّى آماده بودند تا به خدمت هركسى كه اهرمهاى قدرت را در دست داشت درآيند . به اين ترتيب ، آنگاه كه طايفهء پشتوى درّانى كشورى افغان به وجود آورد ، نهادهاى حكومتى موجود را در اختيار گرفت . از آن‌رو كه امير تازهء افغانستان و اكثر اشراف دوروبرش در سپاه نادر شاه خدمت كرده بودند با زبان فارسى و سنتهاى حكومتى ايران آشنايى كامل داشتند . تداوم ساختار حكومتى را مىتوان با مقايسه‌اى ميان فهرست القاب و مناصب در حكومت جديد درّانى ( ع . و . فوفلزاى ، تيمور شاه درّانى ، ج 2 ، ص 313 - 407 ) با القاب و مناصب معمول در دورهء سلطنت صفوى در قرون دهم - يازدهم / شانزدهم - هفدهم ( تذكرة الملوك ، به كوشش و ترجمهء مينورسكى « 1 » ، لندن ، 1943 ) نشان داد . به رغم وجود شباهت صورى ميان حكومتهاى درّانى و صفوى ، تفاوتهاى بنيادينى هم ميان آنها وجود داشت . بر خلاف وضع موجود ميان صفويان ، در افغانستان قشر نيرومندى از خوانين به نحوى مؤثر قدرت اميران درّانى را متعادل نگه مىداشت . مناسبات متغير ميان خانها و اميران را بايد كليد درك گسترش سريع و نيز افول سريع امپراتورى
هامش
( 1 ) .V . Minorsky