به حداقل ممكن برسد و حتى قطع شود . ولى نقش افغانستان در انتقال فرهنگ و ادبيات ميان ماوراء النهر و هند تا حدود 1300 ش ادامه يافت .
در دورهاى كه بررسى مىكنيم ، سبك به اصطلاح هندى بر افغانستان ، خراسان و ماوراء النهر تسلط كامل داشت . در ميان شاعرانى كه به اين سبك شعر مىسرودند ، شاعر هندى ، ميرزا عبد القادر بيدل ( 1054 - 1133 ) را مىتوان پايهگذار مكتبى تازه شمرد . اگرچه او در ايران تقريبا ناشناخته مانده است ، شمار كثيرى از شاعران متأخر افغانستان و ماوراء النهر آثار او را ( بمبئى ، 1299 / 1882 ؛ كابل 1340 - 1344 ش ) الگو قرار دادهاند . شيخ احمد سرهندى ، عارف و حكيم الهى هندى ، از جمله ديگر كسانى است كه الهامبخش نويسندگان اين دوره بوده است .
ميان فقير الله جلالآبادى ننگرهارى شكارپورى ( متوفى 1195 ) قطب الارشاد را به عربى و طريق الارشاد را به فارسى ( كابل ، 1360 ش ) نوشت ؛ اين آثار ، همراه با نامههايش ( گزيدههايى از چاپ هند آن در 1360 ش در كابل منتشر شده است ) در واقع ، دايرة المعارفى در موضوعات دينى و عرفانى است ( - فرهادى ، پيشگفتار ، طريق الارشاد ؛ همو ، افغانستان ، 33 / 3 ، 1980 ، ص 77 - 87 ) . شيخ سعد الدين احمد انصارى كابلى ( 1140 - 1225 ) مؤلف معدن الاسرار : تفسير قرآن ( تاريخ ختم كتاب : 1173 ) ، حقائق المعارف : اثرى منظوم به سبك مثنوى جلال الدين رومى ، و ديوانى موسوم به شور عشق است كه دوبار به چاپ رسيده است ( - انصارى ، « يادداشتهايى دربارهء زندگى و آثار شيخ سعد الدين احمد انصارى كابلى » ، ( سخنرانيهاى بيست و چهارمين
افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 244
مساهمون: گروهى از پژوهشگران
ص٢٤٤