تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
قومى گوناگون و جزييات لباسهاى گوناگون و زينت‌آلات عجيب ايشان را استادانه تصوير كنند ، مثلا چهره و پوشاك يك نفر وحشى ، يك سرباز ، يك شاهزاده ، راهبى با سر تراشيده ، و صحرانشينى جبّه‌پوش ( بارتو « 1 » ، تصوير 66 / الف ، 44 ، 60 / ج ، 45 ) . شواهد ديگر پرستشگاههايى است كه در حفريات تپهء شتر كشف كرده‌اند و در آنها انبوه شاهزادگان ، هديه‌دهندگان و خدايان هندوئيسم بدوى را مىبينيم كه در پيرامون بودا ، كه خود به تنهايى در حالت مراقبت و تفكّر است ، گرد آمده‌اند ( طرزى ، 1977 ب ، ص 381 - 410 ، تصاوير 5 - 7 ) . برخى از اين آثار ، مانند مجسمهء نيم‌تنهء يك
Kingnaga
( س . و م . مستمندى « 2 » ، ص 15 - 36 ، تصاوير 15 ، 16 ) ، هنر هند را به ياد مىآورند ؛ برخى ديگر را ، مانند هراكلس - وجرپانى « 3 » ( تصوير 22 / 1 ) يا وجرپانى - اسكندر ( طرزى ، 1977 ب ، تصاوير 10 ، 16 ، 17 ) بىشك از روى سكه‌هاى باستانى يا مجسمه‌هاى مفرغى كوچك غربى كپى كرده‌اند . امروزه هنر هدّه را به قرنهاى دوم - ششم ميلادى متعلق مىدانند .

كاپيسا

. در ناحيهء بگرام ، كه ظاهرا محلّ پايتخت كوشانيها بود و در ولايت كاپيساى كنونى نزديك كابل واقع است ، نمونه‌هايى از هنر پيش از اسلام موجود است كه دوره‌اى از زمان ورود كوشانيها در قرن اول ميلادى تا سلطنت هندو شاهيان كابل در قرن هشتم را در بر مىگيرد .
هامش
( 1 ) .J . Barthoux( 2 ) .S . and M . Mustmandi( 3 ) .Heracles - Vajrapa ? ni