سوريه « 1 » ، خداى هندى ، به طور اتفاقى كشف شد . اين مجسمه احتمالا جزوى از مجسمهء عظيمترى بوده كه هنوز كشف نشده است ( برنار و گرنه « 2 » ، ص 129 - 146 ، لوحهاى سيزده - شانزده ) . اين مجسمه در ميان شواهد گردآورى شده در زمينهء نفوذ هنر هندى در اين دوره اثر شاخصى به شمار مىآيد .
باميان
. صومعههاى ساخته شده بر تختهسنگها در درهء باميان در دل كوههاى هندوكش و بر سر راه صعب العبورى واقعاند كه كاپيسا و بكتريا را به هم مىپيوندد ( گدار « 3 » ، 1928 ؛ هاكن و كارل « 4 » ، 1933 ؛ طرزى ، 1977 الف ) . اين صومعهها ، كه احتمالا در قرن سوم ميلادى و بىشك تا قرن هفتم يا هشتم ميلادى مسكون بودهاند ، به نقوش برجستهء خاكرسى و نقاشىشده بر زمينهاى رنگين آراستهاند . آثار نفوذ ايران ساسانى و فرهنگ هندى متأخر گندهاره و دورهء مابعد گوپتا در آن به وضوح مشاهده مىشود . كيداريها « 5 » ( كوشانيهاى سپسين ) يا حتى هياطله ، كه به وضوح گفتهء زايران چينى ، برخى از آنها بوداييهاى ثابت قدمى بودهاند ( هيوآن - تسانگ « 6 » ، 1904 ) ، به احتمال زياد مشوق اين همزيستيها بودند . بر فراز صخرهاى رو به جنوب در دو طاقچهء بزرگ دو مجسمهء عظيم بودا را قرار دادهاند . درون طاقچهها سراسر از اشكال قدّيسان با هالههاى رنگارنگ پوشيده شده بود ( هاكن و كارل ، لوح بيست و هفت ، تصوير 29 ؛ طرزى ، 1977 الف ، لوح 61 ، ب / 128 ) . در زير
هامش
( 1 ) .Su ? rya( 2 ) .P . Bernard and F . Grenet( 3 ) .A . Godard( 4 ) .J . Carl( 5 ) .Kidarites( 6 ) .Hiuan - Tsang