بيست / 1 ) ؛ مجسمهاى ناتمام از يك مرد كه در محل آن را تكميل كردهاند و اجزاى هيكلش به پاى آثار مشابه در هنر يونان باستان نمىرسد ، يا تنديس مرد ديگرى كه « خلاميس » « 1 » و پتاسس « 2 » به تن دارد . مجسمههاى مفرغى ، مانند هراكلسى « 3 » كه تاج بر سر خود مىگذارد و از سكهاى يونانى تقليد شده است ، رويهمرفته ماهرانه ساخته نشدهاند ( برنار ، 1974 - 1975 ، ص 111 ، سمت راست قسمت زيرين ، 113 ، 110 بالاى صفحه ) . لوح سيمين زراندودى سيبل را بر فراز گردونهاش نشان مىدهد كه دو شير ، با پنجههاى برافراشته ، آن را مىكشند ( همان ، ص 114 ؛ تصوير بيست / 2 ) آميزهء ديگرى از سنتهاى يونانى و شرقى است .
در جنوب باكتريا بر فراز يكى از نخستين كوههاى كمارتفاع هندوكش ، بنايى وجود دارد كه نيمى دژ و نيمى معبد است و سرخ كوتل نام دارد . در ته پلكانى عظيم كه در جانب كوه كنده شده و چندين ايوان سرباز در طول آن واقع است ، معبد خدايى كه هنوز شناخته نشده است ، قرار دارد . اين معبد ستونهاى چهار گوشى دارد كه سرستونهاى آن شبه كورنتى است و با طوقههاى گل كه در دست پسران جوان است تزيين شده است ( شلومبرژه ، 1970 ، تصوير 26 ، ص 62 - 63 ؛ ( نشريهء آسيايى ) « 4 » ، 1952 ، ص 446 ، تصوير هشت ، شماره 2 ) . بر نماى خارجى معبد ، مجسمههايى سنگى كه خوب محفوظ نمانده ، چهرههاى شاهان و صحنهء يك تاجگذارى ، هنر واقعنما ( رئاليست ) اشكانيان يونانىمآب را به ياد مىآورد ( ( نشريهء آسيايى ) ، 1952 ، ص 443 ، تصوير شش ؛
هامش
( 1 ) .chlamys( 2 ) .petasos( 3 ) .Heracles( 4 ) .Journal Asiatique