كاملترين بررسى از مشكلات آنها را عرضه مىكند . تعبير « زبانهاى دردى و كافر » نامناسب است ( همانجا ، ص 11 - 14 ) ، زيرا كه اطلاق « كافر » به مردم مسلمان شايسته نيست ؛ بايد آن را « نورستانى » ناميد ( - استراند ، ص 297 ) . تنها « كفّار » اين منطقه در آسيا كلشها هستند كه در نورستان زندگى نمىكنند ، بلكه ساكن چترالاند و به كلشه كه از زبانهاى دردى است تكلم مىكنند ( - مورگنستيرنه ، 1973 ) .
12 - 15 . زبانهاى نورستانى
. به اين چهار زبان ، كه تريگامى را نيز مىتوان به آنها افزود ( ولى نه زمياكى را كه صورتى از ويگلى بيش نيست ) ، در نورستان ، درون مرزهاى افغانستان امروزى تكلم مىشود .
اين زبانها گروهى تشكيل مىدهند كه گاهى واسطهاى ميان گروههاى ايرانى و هند و آريايى محسوب مىشود . اگرچه بيشتر واژگان آنها هندو آريايى است و تكامل آواييشان مسيرى مشابه مسير زبانهاى دردى را پيموده است ، داراى برخى ويژگيهاى غيرهندىاند ؛ مثلا در دستگاه آواشناسى هيچگونه دميدگى ندارند و تمايز كهن هند و اروپايى ميان بستواجهاى ملازى كامى شده « 1 » و لبى - ملازى « 2 » در آنها وجود ندارد ؛ و اثراتى از بازماندههاى كهنى چون
- s -
دندانى پس از
u
، و بويژه واژههاى نورستانى كه در هند و آريايى و ايرانى ديده نشده ، در آنها يافت مىشود ( مورگنستيرنه ، ( گزارش ) ، 1926 ، ص 50 - 69 و فوسمن ، ( اطلس ) ، ص 12 - 13 ) . بنابراين ، تصّور وجود شاخهء ثالثى از زبانهاى هندوايرانى ، يا شاخهء فرعى ما قبل ودايى از زبانهاى هند و آريايى فرضى موجّه است ؛
هامش
( 1 ) .palatalized velar( 2 ) .Labio - velar