به اين ترتيب دانشمند پژوهشگرى چون ( حموى ) در دو جاى كتاب پرارزش خود مىنويسد كه : مهلهل براى طليحه پيغام فرستاد و آمادگى خود و يارانش را در كمك به او اعلام داشته است .
در صورتى كه ديديم علّامهاى چون ابن حجر در شرح حال ثمامه و مهلهل نوشته است كه اين دو صحابى براى ( ضرار بن ازور ) پيغام فرستاده ، آمادگى خود را در يارى او در جنگ با طليحه به اطلاع او رسانيدهاند . در صورتى كه هر دوى اين دانشمندان اشتباه كردهاند زيرا :
در روايت سيف در « تاريخ طبرى » به ترتيب اسامى ( طليحه ، و ضرار و ذوالخمار ) آمده و ضمير ( ش ) در عبارت ( وَ ارسَلَ الَيهِ ) روايت سيف كه مىگويد : و اقبل ذوالخمار بن عوف جذمى حتى نزل بازاء طليحه ، و ارسل اليه . . . ) به آخرين شخص داستان كه « ذوالخمار » باشد برمىگردد . يعنى ثمامه و مهلهل براى ( ذوالخمار ) پيغام فرستاده آمادگى خود را در يارى او علام داشتهاند ، نه ضرار و يا طليحه .
گذشته از اين ، سيف آمادگى افراد قبايل ( طى ) را در كمكرسانى به ذوالخمار چنين بيان داشته كه افراد رزمندهء طى به گرد ذوالخمار جمع شده فرمان او را پذيرا شده بودند .
اين اتفاق از آن جهت بود كه در زمان جاهليت بين قبايل ( بنى اسد و غطفان و طى ) پيمان هميارى و عدم تجاوز به يكديگر بسته شده بود ، اما زمانى پيش از بعثت رسول خدا ( ص ) افراد قبايل بنىاسد و غطفان عليه طى همداستان شده تيرههاى ( جديله و غوث ) را از سرزمين و خانه و زندگىشان آواره نمودند .
افراد قبيلهء عوف زير بار اين نقض پيمان نرفته از غطفان بريدند و از حركت تيرههاى جديله و غوث نيز جلوگيرى به عمل آوردند و پيمان همبستگى خود را با ايشان تجديد نمودند ، و عملًا يارى و كمك خود را به افراد تيرههاى طى نشان دادند . بنى طى نيز از رفتن خوددارى كردند و همچنان در جايگاهشان باقى ماندند . . . تا آخر .
با توجه به تعصبات قبيلگى ، در اينجا مىبينيم كه سيف چنين نشان داده كه افراد ( جديله ) به همراهى « ثمامه بن اوس » ، و دلاوران ( غوثى ) به فرماندهى « مهلهل بن زيد » ، براى كمك و يارى « ذوالخمار » كه افراد قبايل ( طى ) را به همراه خود داشته است ، آمادگى خويش را اعلام داشتهاند ، نه يارى دادن به ضرار بن ازور كه ابن حجر به آن تصريح كرده است .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٦٧