اسناد سيف در افسانهء ( ثمامه و مهلهل )
پيش از آنكه به بحث پيرامون سخن سيف و اشتباه ابن حجر در برداشت از روايت او بپردازيم ، به جاست تا ببنيم كه سيف افسانهء خود را از زبان چه راويانى بيان داشته ، و چگونه در منابع معتبر اسلام راه يافته است .
سيف روايت خود را از زبان راويانى چون ( طلحة بن اعلَم ، از حبيب بن ربيعهء اسدى ، از عمارة بن فلان اسدى ) بازگو كرده كه در ميان آنها ( حبيب و عماره ) از راويان ساختگى او مىباشند .
جاى پاى افسانههاى سيف در منابع معتبر
اثر همين روايت ساختگى سيف در كتابهاى جغرافيائى ، و كتابهاى شرح حال اصحاب رسول خدا ( ص ) به شرح زير به چشم مىخورد :
ياقوت حموى ، جغرافىدان بزرگ اسلامى كه در كتاب « مُعجم البُلدان » خود ، در واژهء ( اكناف ) مىنويسد :
( اكناف ) .
آنگاه كه طليحة بن خويلد ادعاى پيغمبرى كرد و در ( سميراء ) اردو زد ، « مهلهل بن زيد طائى » برايش پيغام فرستاد كه همراه من دليران و رزمندگان ( غوث ) هستند ، اگر مهمى پيش آمد و احتياجى پيدا كرديد ، ما در ( اكناف ) نزديكهاى فيد موضع گرفتهايم .
حموى در واژهء ( سميراء ) نيز به همين روايت سيف اشاره كرده از آمادگى مهلهل براى كمكرسانى به طليحه سخن گفته است .
هم او در واژهء ( قردوده ) مىنويسد :
آنگاه كه طليحة بن خويلد ادعاى پيغمبرى كرد . . . [ تا آنجا كه ] ثمامة بن اوس برايش پيغام فرستاد كه با من پانصد نفر از رزمندگان و دلاوران جديله همراهند ، اگر كاربر شما سخت شد و به كمك ما نياز داشتيد ، ما در ( قردوده ) موضع گرفتهايم .