تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
داد . مصبّح كشته شد ، و يارانش روى به گريز نهادند . مسلمانان نيز به تعقيب آن‌ها پرداخته تيغ در ميانشان نهادند و تا توانستند از ايشان كشتند و مجروح نمودند و به غنيمت گرفتند . از جمله غنائم جنگى ايشان ، دو هزار زن نجيب و آزاده بود كه به اسارت درآمدند ! ! عكرمه خمس غنائم را مشخص كرد و آن را به همراهى « شخريت » خدمت ابوبكر فرستاد . و پس از انجام اين كار ، براى يك رويه كردن كار اهالى آن ناحيه ، دستور داد تا تمامى مردمان ( نَجد ، رِياضة الرَّوضة ، ساحِل ، جَزائر ، مُرّ ، لَبّان ، جيروُت ، ظهور ، شَحر ، صَبرات ، يَنعَب ، داتُ الخِيَم ) به يك جاى فراهم آيند ، و چون ايشان گرد آمدند ، بار ديگر به نام اسلام با عكرمه پيمان بستند ، و مسلمان بودن خود را اعلام داشتند . « عَلَجُوم مَحارِبى » در اشعار زير ، از اين شكست چنين ياد كرده است : خداوند « شخريت » و قبايل ( هَيثَم و قرضَم ) را كه عليه ما برخاسته و بر ما هجوم آوردند ، پاداش دهاد . پاداش ستمكاران و بدكاران . زيرا كه جانب ما ، و پيمان ما را فروگذاشتند ، و آن را به چيزى نگرفتند ، و بستگى خود را با ما خوار شمردند . اى عكرمه ! اگر كارهاى خانوادهء من ، و يارى ايشان با تو نبود ، راه فرارت از آسمان و زمين بسته مىشد ! ما ، در اين جنگ مانند اين بوديم كه دستى ، دست ديگر را سخت ببندد ! اين بود كه در جهان رنج‌ها و محنت‌ها به ما رسيد !

بررسى اسناد سيف در اين داستان

راويان سيف در اين داستان عبارتند از : راويان سيف در اين داستان عبارتند از : 1 - سهل بن يوسف انصارى سلمى . 2 - غصن بن قاسم . و ما بارها اين دو راوى سيف را معرفى كرده و گفته‌ايم كه وجود خارجى نداشته از راويان مخلوق او مىباشند .