عذرة ، فرزند زيد اللات بن رفيدة بن ثور بن وبره ، صحابئى است كه رسول خدا او را به سمت . . . [ تا آخر سخنان ابن عبدالبر در كتاب « استيعاب » . ]
سپس تصريح كرده مىنويسد :
البته اين مطالب را ابوعمر ، ابن عبدالبر گفته ، و او تنها كسى است كه چنين مطالبى را آورده است .
ذهبى نيز در كتاب « تجريد » در شرح حال امرؤالقيس مىنويسد :
مى گويند رسول خدا او را بر قبيلهء ( كلب ) مأمور فرموده است . فقط ابن عبدالبر دربارهء او چنين سخنى گفته است .
و به اين ترتيب اين سه دانشمند - اين عبدالبر ، و ابن اثير ، و ذهبى - شرح حال امرؤالقيس را در كتابهاى خود آورده ، ولى مصدر خبر خود را متذكر نشدهاند .
اما در اين ميان ابن حجر در كتاب « اصابهء » خود سخن ابن عبدالبر را با تصريح نام او ، ولى به اختصار نقل و در پايان آن مىنويسد :
سيف بن عمر در كتاب فتوحش آورده است كه امرؤالقيس بن اصبغ كلبى از بنى عبدالله ، به هنگام وفات رسول خدا به سمت عامل و كارگزار آن حضرت در تيرهء ( كلب ) از قبايل بنى قضاعه به انجام وظيفه اشتغال داشته و پس از وفات آن حضرت نيز مرتد نشده است . سيف در جاهاى دگير كتابش نيز از امرؤالقيس ياد كرده است . [ پايان سخن ابن حجر ] .
بحثى دربارهء عمرو ، و امرؤالقيس سيف
در دو جاى اين خبر ، امر بر شخص محقق تا حدى درهم ، و مبهم است .
نخست اينكه ابوعمر ، ابن عبدالبر به هنگام نوشتن شرح حال عمرو بن حكم قضاعى ، سخن سيف بن عمر در دربارهء كوتاه و مختصر آورده و تنها به اين بسنده كرده است كه بگويد :
او كارگزار پيغمبر بوده و در مسأله ارتداد بر اسلامش باقى مانده ، [ و در آخر تأكيد كرده مىگويد : ] بيش از اين دربارهء او نمىدانم .