داستان وبره ، در احاديث سيف همينها بود كه آورده شد ، اما آنكه صحابى واقعى پيامبر خدا بوده است نامش ( و بر بن يحنس كلبى ) بوده كه دربارهء او چنين آوردهاند .
رسول خدا « و بر » را در سال دهم از هجرت به رسالت به يمن نزد سران ايرانى آنجا فرستاد ، « و بر » در آنجا بر نعمان بن بزرج وارد شد ، و عدهاى به دست او اسلام آوردند .
نعمان بن بزرج از و بر روايت مىكند كه :
رسول خدا به او - و بر - فرموده بود كه چون به صنعاء وارد شدى در مسجدى كه در ناحيهء ( ضبيل ) - كوهى كه در صنعاء واقع است - نماز بگزار .
آوردهاند كه فرزندش « عطاء » نخستين كسى بوده است كه در يمن دست به كار جمعاورى قرآن زده است .
شرح حال « و بر بن يحنس » را ابن حجر زيرشمارهء ( 9105 ) ، و « وبرة بن يحنس » زادهء خيالات سيف را تحت شمارهء ( 9109 ) در « اصابهء » خود آورده است .
در اينجا ابن اثير به اشتباه افتاده ، د . خبر را جمع و با تصور اينكه اينان يك نفر مىباشند ، آن را در شرح حال يك شخصيت در كتاب « اسد الغبهء » خود آورده مىنويسد :
« و بر » ، و نيز گفته شده است ( وبرة بن يحنس ) خزاعى كه پاى سخن پيغمبر خدا نشسته و نعمان بن بزرج از او روايت كرده است كه رسول خدا به او فرموده است كه چون به مسجد صنعاء كه در ناحيهء ( ضبيل ) واقع است رسيدى در آنجا نماز بگزار .
اين مطالب را سه مصدرآوردهاند ، و ابو عمر مىگويد او كسى است كه رسول خدا به رسالت نزد « داذويه ، و فيروز ديلمى ، و جشيش ديلمى » فرستاده است تا اسود عنسى را كه ادعاى نبوت داشت بكشند . [ پايان اسخن ابن اثير ] .
ابن اثير اشتباه كرده ، زيرا آن كس كه نعمان حديث پيامبر را دربارهء او داير به نمازگزاردنش در مسجد صنعاء روايت كرده « كلبى » است .
و كسى را كه سيف آفريده ، و به سفارت پيامبر براى كشتن اسود به يمن
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 148
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٤٨