طاهر ابوهاله جمع شدهاند .
ابن حجر نيز اين داستان را در شرح حال عبيد ، در كتاب « اصابهء » خود چنين آغاز مىكند :
و سيف در كتاب فتوح خود آورده است . . . و همان داستان بالا را نقل مىكند .
3 - طبرى در جاى ديگر از كتاب خود ، و با همان سند قبلى مىنويسد :
از عبيد بن صخر روايت شده است كه گفت : كار اسود عنسى از آغاز تا فرجامش سه ماه به درازا كشيده است .
اخبار عبيد نزد طبرى همينها بود كه آورديم ، اما نزد ديگران مواردى به شرح زير به چشم مىخورد :
4 - ابن منده در كتاب « اسماء الصحابه » و ابن اثير « اسد الغابه » ، از سيف بن عمر از سهل بن يوسف بن سهل انصارى ، از پدرش ، از عبين بن صخر بن لوذان انصارى آوردهاند كه گفت :
رسول خدا به تمام عمال و كارگزاران خود در يمن چنين امريهاى صادر فرمود : قرآن بسيار بخوانيد ، و يكديگر را به پياپى پند و اندرز دهيد ، چه ، آن نيرومندترين پشتوانهء هر عامل و كارگزاى است در محيط مأموريتش در امورى كه مورد علاقهء خداى تعالى است . و از سرزنش و ملامت ديگران نهراسيد ، و خداى را كه به سوى او بازگشت خواهيد كرد فراچشم داريد .
همين مطلب را از ابن حجر در « اصابه » خود ، از ابن سكن ، و بغوى ، و طبرى گرفته است . در صورتى كه ما ، در نسخههايى كه از تاريخ طبرى در دست داريم چنين حديثى را نيافتهايم .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١١٠