البته چنين نسبى را سيف ساخته ، و طبرى آن را در كتاب خود منعكس كرده است . در صورتى كه نه نامى از عبيد بن صخر در مادهء « سلمى » در زمرهء انصار آمده است ، و نه در « بنى لوذان » . اين را هم بگوئيم به طورى كه در كتابهاى انساب آمده است ، لوذان و سلمى در يك تيره با هم جمع نمىشوند ، زيرا « سلمى » نسبتى است به سلسلهء « سلمة بن سعد » از بنى تزيد بن جشم بن خزرج . « 1 » حالا اگر لوذان « اوسى » باشيد ، از اين تيره خواهد بود ( لوذان بن عمرو بن عوف ابن مالك بن اوس ) ، در چنين صورتى معلوم است كه اين تيره در نسب با سلمى خزرجى جمع نخواهد شد .
ولى اگر « لوذان » خزرجى باشد ، در يكى از اين سه تيره قرار خواهد داشت :
1 - لوذان بن سالم ، از بنى عوف بن خزرج .
2 - لوذان بن عامر ، از بنى حارث بن خزرج .
3 - لوذان بن حارثه ، از بنى مالك بن زيد مناة ، از نوادههاى غضب بن جشم بن خزرج .
اينان - لوذانها - « 2 » فرزندان عوف بن خزرج ، و حارث بن خزرج ، و غضب بن خزرج هستند ، در صورتى كه سلمىها از فرزندان بنى تزيد بن جشم بن خزرج مىباشند .
داستان عبيد بن صخر
مأموريت عبيد در يمن .
داستان عبيد طى هفت روايت سيف ، و به شرح زير در مصادر معتبر راه يافته است .
1 - در « تاريخ طبرى » مىخوانيم كه از سيف بن عمر ، روايت شده است كه گفت :
سهل بن يوسف از پدرش ، از عبيد بن صخر لوذان انصارى سلمى حكايت كرده است
هامش
( 1 ) . ابن نسب در كتاب الباب الانساب چنين آمده ، در ضمن نحويان ، « لام » سلمى را مفتوح ، و محدثين مكسور مىكنند .
( 2 ) . در مورد لوذان به جمهرهء انساب ابن جزم مراجعه فرمائيد .