جسارت ، زرههاى آهنين بر اندامشان پوشاندند ، و زير آفتاب سوزان مكه ، تن رنج ديدهشان را به شدّت آزار و شكنجه دادند .
در يكى از همين شكنجه گاههاى مخوف بود كه « ابو جهل » كه سخت از كوره به در شده بود ، در حالى كه سميه را به باد دشنام و ناسزا گرفته بود پيش آمد و سنان نيزهاى را كه در دست داشت به شدت در قلب سميه فرو برد و او را شهيد كرد . بنا بر اين « سميه » اولين شهيد راه اسلام است نه ديگرى .
و نيز نوشتهاند كه در همان حالت بود كه رسول خدا بر آنها گذر فرمود و گفت : اى خاندان ياسر ! شكيبا باشيد كه بهشت در انتظار شماست .
و در حديثى ديگر آمده است كه عمار شكايت اين همه درد و شكنجه را به رسول خدا برد و گفت : آزار و شكنجهء كفار در حق ما از حد گذشت . رسول خدا فرمود :
اى عمار ! شكيبا باش . آن گاه در حق او دعا كرد و فرمود : بار خدايا ، هيچ يك از افراد خانوادهء ياسر را عذاب مفرما .
سنجش و ارزيابى
سيف مىنويسد كه نخستين شهيد راه اسلام ، « حارث بن ابى هالهء تميمى » و « خديجهء ، قرشى مضرى » بوده است و « ابن كلبى ، و ابن حزم » نيز همين سخن را از سيف گرفته در كتاب « جمهرهء » خود نقل كردهاند .
ابن حجر هم همان مطالب راضمن شرح بر احوال رسول خدا در « اصابهء » خود مىآورد ، و عسكرى نيز در كتاب « وائل » خويش حارث را اول شهيد اسلام معرفى مىكند . در صورتى كه نخستين شهيد راه اسلام « سميه » ، و به دنبالش ، همسر او « ياسر » بوده است ، و اين مطلب را همهء محققين و دانشمندانى كه در مقام شرح حال اين دو تن برآمدهاند ، نوشتهاند .
سيف با تعصب شديد قبيلگى كه دارد ، به خصوص در برابر قحطانيان و يمانيان كه آثار بسيارى از اين تعصب را در موارد مختلف ديدهايم ، نمىتواند در برابر اين حقيقت كه افتخار اولين شهيد راه اسلام بودن را فردى يمانى قحطانى دارا است خاموش بماند ، چه ، او افتخار اول بودن را در همهء موارد تنها در خور قبيلهء خود - تميم - به ويژه خاندان بنى عمرو مىداند ، توجه كنيد كه او موارد اول بودن را در خاندان بنى عمرو از تميم چگونه به شرح مىكشد !
قعقاع افسانهاى او اولين كسى بوده كه از ديوارهاى سر به فلك كشيدهء قلعهء دمشق بالا رفته ، دژ بانان آن را با ضرب شمشير خود از پاى درآورده ، درهاى دژ را به روى سپاهيان اسلام گشوده است !