گرفتن نهاوند توسط زر ، و نيز در حديث « جندى شاپور و شوش » اين اسامى به عنوان سند حديث آمده است :
« محمد ، مهلب ، ابو سفيان عبد الرحمن » كه دانستيم از راويان آفريدهء خيالات سيف مىباشند .
سند سيف در حديث « ابله » ( حنظلة بن زياد بن حنظله ) است كه سيف او را فرزند زياد ، صحابى ساختگى خود خيال كرده است ؟
و در سند حديثى كه مربوط به نام اسود بن ربيعه و داستان او ، و نمايندگان تميم مىشود نام « ورقاء بن عبد الرحمن حنظلى » آمده است كه چون ما نامش را بجز در دو حديث سيف ، جاى ديگر نديدهايم او را نيز از راويان خيالى سيف به حساب آورديم .
علاوه بر اينها در اسناد احاديثش اشاره به اشخاص ( مجهول الهويه ) اى چند دارد كه بحث پيرامون شناخت چنان كسانى مشكل و احياناً ناشدنى است .
سخن ذهبى در « تجريد » دربارهء اسود قابل توجه است آن جا كه مىنويسد :
« اسود بن حنظله » ، نامش در حديثى رفته است كه مردود و غير قابل قبول است ! كه مقصودش از حديث غير قابل قبول حديثى است كه سيف بن عمر دربارهء اسود روايت نموده و ذكرش گذشت .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٣١