پنداشته ، در صورتى كه سيف كه خود آفرينندهء آنها است ، آن دو را پدر و فرزند معرفى كرده است هم چنان كه در تاريخ ابن عساكر ، « ربيع بن مطر بن ثلج » آمده است .
آن چه كه دربارهء « ربيع بن مطر بن ثلج » ، از شرح حال و اشعارش يافتيم ، همينها بود كه آورديم ، و از آن جا كه ما نام اين صحابى شاعر را به جز در مصادرى كه از سيف بن عمر مطلب گرفتهاند نيافتيم ، او را از آفريدههاى خيال سيف دانستيم .
اين را هم بگوييم كه در سخنان سيف مطلبى را كه دلالت داشته باشد كه ربيع بن مطر از اصحاب رسول خدا بوده است نديديم . بلكه گمان مىرود ابن عساكر با توجه به اشعار و حماسههايى كه سيف بن عمر از ربيع نقل كرده و ناظر به رويدادهاى دههء دوم از هجرت ، و نشانگر شركت او در اين نبردها است ، چنين نتيجه گرفته است كه ربيع بن مطر در آن محدوده از زمان بايد مردى بوده ، و به آن حد از رشد رسيده باشد كه بتواند در آن جنگها حضور فعال داشته باشد ، بنا بر اين بايد ربيع ، رسول خدا را درك كرده ، از جملهء اصحاب آن حضرت به حساب آيد ! !
دست آورد افسانهء ربيع بن مطر
سيف با آفرينش ربيع بن مطر تميمى :
1 . اشعار و حماسههايى ديگر بر گنجينهء ادبيات عرب افزوده است .
2 . شاعرى صحابى بر ديگر اصحاب رسول خدا اضافه نموده است .
3 . آيندگان با تكيه بر سخنان سيف ، و آوردن اشعار حماسى همين ربيع مىپندارند كه افراد قبيلهء تميم در خارج از زادگاهشان عراق ، در نبردهاى روم شرقى شركت داشتهاند كه شاعرشان مىگويد :
اين بيسان آن گاه كه نيزههاى ما به سوى تو نشانه رفته به اهتزاز در آيد ، چنان روزى به تو روى آورد كه ساكنانت از ماندن در تو اكراه داشته باشند .
و شاهد شركتشان در جنگ طبرستان اين كه مىگويد :
اين ما بوديم كه پس از شكست دادن آنها ، مانع شديم تا به درياچهء ( طبريه ) نزديك شوند .
و اين ما بوديم كه شهرها را از مشرق ، يكى بعد از ديگرى پشت سر گذاشتيم ، و خود را به ايشان رسانديم .
تا بدان وسيله براى قبيلهء تميم افتخاراتى مزيد بر افتخارات گذشته آفريده باشد .