تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
پنداشته ، در صورتى كه سيف كه خود آفرينندهء آنها است ، آن دو را پدر و فرزند معرفى كرده است هم چنان كه در تاريخ ابن عساكر ، « ربيع بن مطر بن ثلج » آمده است . آن چه كه دربارهء « ربيع بن مطر بن ثلج » ، از شرح حال و اشعارش يافتيم ، همين‌ها بود كه آورديم ، و از آن جا كه ما نام اين صحابى شاعر را به جز در مصادرى كه از سيف بن عمر مطلب گرفته‌اند نيافتيم ، او را از آفريده‌هاى خيال سيف دانستيم . اين را هم بگوييم كه در سخنان سيف مطلبى را كه دلالت داشته باشد كه ربيع بن مطر از اصحاب رسول خدا بوده است نديديم . بلكه گمان مىرود ابن عساكر با توجه به اشعار و حماسه‌هايى كه سيف بن عمر از ربيع نقل كرده و ناظر به رويدادهاى دههء دوم از هجرت ، و نشانگر شركت او در اين نبردها است ، چنين نتيجه گرفته است كه ربيع بن مطر در آن محدوده از زمان بايد مردى بوده ، و به آن حد از رشد رسيده باشد كه بتواند در آن جنگ‌ها حضور فعال داشته باشد ، بنا بر اين بايد ربيع ، رسول خدا را درك كرده ، از جملهء اصحاب آن حضرت به حساب آيد ! !

دست آورد افسانهء ربيع بن مطر

سيف با آفرينش ربيع بن مطر تميمى : 1 . اشعار و حماسه‌هايى ديگر بر گنجينهء ادبيات عرب افزوده است . 2 . شاعرى صحابى بر ديگر اصحاب رسول خدا اضافه نموده است . 3 . آيندگان با تكيه بر سخنان سيف ، و آوردن اشعار حماسى همين ربيع مىپندارند كه افراد قبيلهء تميم در خارج از زادگاهشان عراق ، در نبردهاى روم شرقى شركت داشته‌اند كه شاعرشان مىگويد : اين بيسان آن گاه كه نيزه‌هاى ما به سوى تو نشانه رفته به اهتزاز در آيد ، چنان روزى به تو روى آورد كه ساكنانت از ماندن در تو اكراه داشته باشند . و شاهد شركتشان در جنگ طبرستان اين كه مىگويد : اين ما بوديم كه پس از شكست دادن آنها ، مانع شديم تا به درياچهء ( طبريه ) نزديك شوند . و اين ما بوديم كه شهرها را از مشرق ، يكى بعد از ديگرى پشت سر گذاشتيم ، و خود را به ايشان رسانديم . تا بدان وسيله براى قبيلهء تميم افتخاراتى مزيد بر افتخارات گذشته آفريده باشد .