« ربيع » را تنها شاعرى سخنور آفريده ، برايش سهمى از دلاورىها و پهلوانىها در آن كشور گشايىها قائل نشده باشد !
اشتبا در نام پدر و جد ربيع
در كتاب « تجريد » ربيع شاعر سيف چنين معرفى شده است : « ربيع بن مطرف تميمى » . زبيدى مؤلف كتاب « تاج العروس » نيز از كتاب تجريد پيروى كرده و در واژهء « ربع » چنين مىنويسد :
ربيع بر وزن « امير » نام پنج نفر از اصحاب رسول خدا بوده است . . . . .
و پس از اين كه نام آنها را مىبرد ، مىنويسد : و ديگرى ربيع بن مطرف تميمى شاعر ، كه فتح دمشق را درك كرده است .
در كتابهاى « اصابه » ، و « تهذيب » ابن عساكر اين شاعر صحابى سيف چنين معرفى شده است : « ربيع بن مطر بن بلخ » !
ما ، در اين مورد قديمى ترين نسخهء خطى تاريخ ابن عساكر را كه قديمى ترين مصدرى مىباشد كه احاديث سيف را با سند كامل ارائه داده است ، از همل مدارك صحيحتر دانستيم . در آن نسخه ، شاعر خيالى سيف چنين معرفى شده است « ربيع بن مطر بن ثلج » . « 1 » اين معرفى با چنان تسلسل زيبا و جالبى ( اول ربيع ، و بعد مطر ، و سپس ثاج ) ، حكايت از ذوق هنرى و شيرين كارى نام گذار اصليش ، يعنى سيف بن عمر تميمى مىكند . اين نام گذارى با همين ترتيب به فارسى چنين مىشود :
بهار فرزند باران نوادهء برف ! !
ابن ماركولا در كتاب « اكمال » خود در واژهء « ثلج » مىنويسد :
و مطر بن ثلج تميمى شاعر ، كه گمان مىبرم برادر مطر باشد .
به اين ترتيب مىبينيم كه ابن ماكولا مطر و ربيع را دو برادر ، و فرزندان ثلج تميمى
هامش
( 1 ) . ربيع / بهار مطر / باران ثلج / برف