تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
دوم « طبقات » ابن سعد ، كه در آنها به شرح سيرهء رسول خدا پرداخته ، حتى نام دراز گوش ، اسب ، و شتر مخصوص پيغمبر را ذكر مىنمايد ، نام آبگيرهايى را كه پيامبر اسلام از آنها آب نوشيده ، مسواك‌هاى آن حضرت ، و پاى افزار و كفش او را با تمام جزئياتشان توصيف مىكند تا چه رسد به فرامين و اقدامات و عمليات آن حضرت ، مراجعه كرديم ، اما به هيچ روى در هيچ يك از آنها ، و ديگر كتاب‌هاى نظير آنها كه مطلب از سيف بن عمر نگرفته‌اند نامى از صحابه‌اى به اسم زياد بن حنظله تميمى و مأموريتش از جانب رسول خدا ، و كار گزاريش براى آن حضرت نيافتيم .

زياد در دستگاه ابو بكر

طبرى از قول سيف بن عمر در تاريخ خود چنين آورده است : قبايل قيس و ذبيان از جمله قبايلى بودند كه مرتد شده « ابرق ربذه » اجتماع كردند و « طليحه » مدعى پيغمبرى نيز افرادى از قبيلهء هوازن را به سركردگى برادرش « حبال » به يارى ايشان فرستاد . ابو بكر براى جلوگيرى از يورش آنها به مدينه دست به كار شد و افرادى را از جمله على بن ابيطالب به پاسدارى از گذرگاه‌هاى مدينه بگماشت و عده‌اى را هم به مقابلهء مرتدين فرستاد . گروه اخير شكست خورده تا مدينه عقب نشست . ابو بكر چون چنان ديد ، شبانه به آراستن سپاه پرداخت و هنوز صبح چهره ننموده بود كه سپاه آمادهء او ، با گروه مرتدها رو به رو شد ، مسلمانان مهلت نداده بر آنان تاختند و آفتاب سر نزده بود كه سپاه كفر تار و مار شد و قواى اسلام به تعقيب آنها پرداخت . زياد بن حنظله به همين مناسبت چنين سروده است : در آن روز ، ابو بكر چنان به ايشان حمله برد كه حيوان درنده بر شكارش ! على را بر قسمت سوار كاران بگماشت و « حبال » بر اثر حملهء آنان كشته شد . جنگ را عليه آنان ساز كرديم و به خاكشان در انداختيم ، آن چنان كه مردان جنگى بر روى عنايم جنگى مىريزد . در آن وقت كه ابو بكر مردان جنگى را به ميدان آورد ، مرتدها تاب مقاومت نياوردند . از نزديك‌ترين تپه ، بر قبيلهء « بنى عبس » شبيخون زديم ، و با شكستن پشت « ذبيانيان » جلوى حملهء ايشان را گرفتيم . و نيز سيف گفته است كه زياد بن حنظله در جنگ « ابرق ربذه » طى اشعارى