« استيعاب » - در بارهاش چنين آورده است . . . و پس از ذكر مطالب استيعاب ، خود اظافه كرده مىنويسد :
و سيف بن عمر در كتاب فتوح خود دربارهء زياد مىگويد . . .
و داستان زياد را بلاواسطه از كتاب فتوح سيف نقل مىكند .
ابن عساكر در كتاب « تاريخ دمشق » دربارهء زياد چنين مىنويسد :
او - زياد - با « بنى عبد بن قصى » هم پيمان ، و از اصحاب رسول خدا بوده است . زياد ، در جنگ يرموك و در خدمت رسول خدا شركت جسته و بر گردانى از سواران اسلام فرماندهى داشته است .
فرزندش به نام « حنظلة بن زياد » و نيز « عاص بن تمام » از او روايت كردهاند .
پس از اين مطالب ، ابن عساكر به شرح حال زياد از خلال روايتهاى سيف با ذكر سند و مأخذ آنها ، كه تنها منشأ پيدايش چنين صحابهاى مىباشد پرداخته است .
با اين ترتيب سخن پيرامون زياد بن حنظله ، اشعار و حماسههايش همه از سيف بن عمر سرچشمه مىگيرد ، و اينك ما نيز از نخستين قدم به تحقيق در اين مورد مىپردازيم .
زياد ، در زمان رسول خدا
طبرى ضمن حوادث سال يازدهم از هجرت ، از قول سيف چنين مىنويسد :
رسول خدا با اعزام گروههايى ، به دفع مدعيان پيامبرى و مرتدين پرداخت .
سپس طبرى به معرفى اصحابى مىپردازد كه از جانب رسول خدا به اين مهم نامزد شده بودند ، و در آن ميان مىگويد :
و زياد بن حنظلهء تميمى از خاندان بنى عمرو را به همراهى قيس بن عاصم ، و زبرقان بن بدر ، مأموريت داد تا . . . و به يارى يك ديگر در دفع عائلهء مدعيان پيامبرى چون « مسيلمه ، و طليحه ، و اسود » اقدام كنند . . .
به همين خبر ، ابن عبد البر نويسندهء « استيعاب » و ديگر نويسندگان كه از سيف مطلب گرفتهاند و نامشان گذشت ، استناد كرده زياد را از جمله كار گزاران و عمال پيغمبر خدا به حساب آوردهاند .
ما به كتابهايى كه در سيره و روش رسول خدا نگاشته شده مانند « سيرهء » ابن هشام ، « امتاع الاسماع » مقريزى ، « عيون الاثر » ابن سيده ، « جوامع السير » ابن حزم ، جلد اول « انساب الاشراف » بلاذرى كه اختصاص به سيرهء رسول خدا دارد ، و جلد اول و