تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥

نتيجهء سنجش و ارزيابى

سيف تنها كسى است كه خبر وجود حسادت و هم چشمى در علاء حضرمى يمانى با سعد وقاص نزارى مىدهد ، و مخالفت او را با فرمان صريح خليفه وقت عمر بن خطاب . و به محاصره افتادن علاء و سپاهيانش را مىنويسد ، كه ما در آغاز اين كتاب آن جا كه از تعصبات قبيله اى سخن گفته ايم به اين داستان اشاره كرده علت آن را هم آورده ايم . و نيز سيف تنها كسى است كه از عاصم بن عمرو نام مىبرد ، و شجاعت هاى او را برمى شمرد و اشعار و حماسه هايى به او نسبت مىدهد . و اين طبرى است كه روايت هاى سيف را در كتاب تاريخ خود نقل مىكند بدون اين كه به رجزها و حماسه هايش توجهى داشته باشد ، در صورتى كه حموى همان داستان را با چهار بيت از اشعار عاصم و با تصريح به مصدر آن ، سيف در معجم البلدان خود ثبت كرده است و حميرى همان داستان را با پنج بيت شعر از عاصم و بدون اشاره اى به مصدر آن در روض المعطار خود ثبت نموده است . ( 8 )

بررسى سند داستان

بسيار نام محمد و مهلب به عنوان راوى در احاديثى كه سيف دربارهء عاصم بن عمرو قهرمان افسانه ايش روايت مىكند به چشم مىخورد . و بعدها نيز تا آنجا كه نامى از عاصم در سخنان او مىرود ، اين دو نام به عنوان راوى نيز خود را بارها نشان خواهند داد . و ما هم تكرار مىكنيم كه اين دو راوى وجود خارجى نداشته اند و جزء مخلوقات تخيلات سيف مىباشند . سيف يك بار نيز در سند حديثش از فتح شوش راوى را چنين معرفى مىكند : « . . . از كسى كه فتح شوش را روايت كرده است . . . » حالا آن كس كه فتح شوش را روايت كرده است چه كسى است ، و چه نام داشته است معلوم نيست تا بتوان به دنبالش گرديد