سرزمين شان پيش تاخته بود روبه رو گرديد و با آنان به سختى جنگيد و شكستى فاحش بر ايشان وارد ساخت . سيستانيان كه در خود تاب مقاومت نديدند گريختند و عقب نشينى كردند و در شهر زرنج پايتخت سيستان پناهنده شده حصار گرفتند . عاصم هم چنان به پيشروى خود ادامه داد و شهر زرنج را به محاصره در آورد و بر آنها سخت گرفت . اهالى كه قدرت مقابله با عاصم را در خود نديدند تاچار پيشنهاد صلح كردند به اين شرط كه عاصم اراضى مزروعى ايشان را به خودشان واگذارد . عاصم اين پيشنهاد را پذيرفت و زمين هايشان را به ايشان واگذاشت . به اين ترتيب منطقهء سيستان كه از منطقهء خراسان بسى بزرگ تر و وسيع تر و مرزهاى بسيار دور داشت و به علت مجاورت با مردم مختلفى چون مردمان قندهار و ترك ها و ديگر ملل بسيار در نبرد و زد و خورد بودند به تصرف خود در آورد .
اين ها مطالبى است كه طبرى از قول سيف در مورد فتح سيستان وسيلهء عاصم بن عمرو آورده است و ديگر تاريخ نويسان بعد از طبرى ، همين مطالب را از او گرفته اند .
حموى دربارهء واژهء زرنج مىنويشد :
. . . و سيستان را در زمان خلافت عمر ( رض ) عاصم بن عمرو فتح كرده است و هم او در اين باره چنين سروده است :
« از زرنج بپرس مگر نه من گروه زرنجيان را پريشان و بى پناه كردم ، همان وقت كه ضرب دست ايشان را با ضرب شصت خود پاسخ مىدادم ؟ ! »
طبرى ضمن حوادث سال 29 هجرت روايت مىكند :
خليفهء وقت عثمان بن عفان حكومت سيستان را به ديگرى داد ، و سپس بار ديگر به عهدهء عاصم بن عمرو گذاشت . عثمان در سال چهارم از خلافت خود عاصم را به استاندارى كرمان برگزيد و هم او بر اين سمت باقى بود تا در گذشت .
پس از مرگ عاصم بن عمرو خطهء پارس شورش كرد و دچار هرج و مرج و آشوب گرديده است .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 327
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٣٢٧