پيوست . ابو عبيده موضوع فتح حمص ، و اين كه پس از گذشتن سه روز از تاريخ فتح قعقاع و قواى كمكى او رسيده اند به عمر گزارش داد و نسبت به تقسيم غنايم جنگى با خود شريك گردان چه آنان به يارى تو آمده اند ، و به وسيلهء آنها بوده است كه دشمنان دست از محاصره تو برداشته اند و در آخر نامهء خود افزود :
خداوند كوفيان را پاداش نيكو دهاد كه ميهن خود پاس دارند ، و ديگر شهروندان را يارى دهند !
سنجش روايت سيف با روايت ديگران
ابن عساكر در شرح حال قعقاع ، داستان حمص را از قول سيف آورده و در ضمن آن نوشته است : قعقاع بن عمرو جنگ دوبارهء حمص را به شعر شرح داده آن جا كه مىگويد :
« قعقاع را براى رويارويى با هر سختى و عذابى مىطلبند ، و او نيز كمك خواه را فرياد مىرسد .
ما به قصد رويارويى با دشمن ره سپار حمص شديم ، هم چون كسى كه به فرياد بيچاره اى مىشتابد .
چون به دشمن رسيديم خداوند هيبت ما را بر صورتشان كوبيد و رويشان را از ما بگردانيد .
من در دامن دشت و تنگنا پياپى بر دشمن تير انداختم تا اين كه حمص را بار ديگر پس از اين كه نيزه ها زدم و شمشيرها فرو آوردم به زور و غلبه متصرف شدم . »
ابن حجر در الاصابه بيت اول اين اشعار را در ترجمهء قعقاع و از حديث سيف روايت كرده است . ولى طبرى بنا به روشى كه دارد آن را حذف كرده و تنها به شرح وقايع از روايت سيف اكتفا كرده است .
حموى حديث سيف را در مورد نبرد دو بارهء حمص ناديده گرفته ، داستان و