قعقاع در جنگ هاى ايران
اعجزت الاخوات ان يلدن مثلك يا قعقاع !
زنان از زادن مثل تو نازاينداى قعقاع !
( بارق خال قعقاع ! ! )
از سخنان سيف
داستان فتح بهر سير
طبرى از سيف داستان فتح بهر سير را چنين نقل مىكند : ابو مفزر تميمى به مأمور و فرستاده پارشاه ايران سخنى گفت كه همان موجب فرار پارسيان گرديد : تفصيل اين قصه در شرح حال ابو مفزر تميمى كه خود از جمله صحابهء ساختگى سيف مىباشد بيايد .
حميرى در روض المعطار : آن جا كه به شرح مدائن مىپردازد ، حديث سيف را در باز گشودن آن شهر آورده و در آخر آن مىنويسد : وقعقاع بن عمرو به اين مناسبت گفته است :
« ما بهر سير را به سخنى حق كه بر زبان ما آمد و پديدهء سجع وقافيه بيود گشوديم . دلهاى ايشان از بيم ما از جاى كنده شد ، و اين كه با وجود شمشيرهاى آخته و براق ما به نبرد ما برخيزند بيم ناك شدند . »