و اشعارش بسنده كرده است .
بالاخره ، طبرى اين داستان را از سيف گرفته ، و تاريخ نويسان بعد از وى مانند ابن اثير و ابن كثير و ابن خلدون از طبرى اقتباس كرده ، داستان مزبور را در تاريخ ها خود نوشته اند و ابن كثير به خصوص در اين مورد به مصدر داستان كه طبرى است اشاره كرده در ابتداى آن چنين مىنويسد : امام ابو جعفر پس از ذكر فتح دمشق از قول سيف بن عمر چنين روايت مىكند :
دست آوردهاى حديث سيف
يكم - نمودارى از قهرمانى هاى قعقاع پهلوان شكست ناپذير افسانه اى تميم در تالا رفتن از ديوار قلعهء دشمن و گشودن در آن .
دوم - هفتاد هزار كشته انسان ها علاوه بر آن چه در نبرد فحل به خاك و خون افتاده اند .
سوم - اشعارى حماسى از قعقاع كه ثابت مىكند كه تميم پادشاهان ميدان نبردند ، يكى از ديگرى شكست ناپذيرتر و نام آورترند و قدرت و مردانگى در آنها از پدر به پسر به ارث مىرسد ، و به همين ترتيب است كه عظمت و افتخار را قعقاع از پدران خود به ارث برده و فرزندانش نيز پس از وى سازندگان همين افتخارند ، و اوست كه در نبردها محور اصلى پيروزى هاست ، و هم او تنها گردى است كه چشم ها در رزم گاه ها به سوى او متوجه است !
خلاصه بررسى
اين كه قعقاع آن پهلوان شكست ناپذير همان كسى است كه جبههء جنگ يرموك را گشود ، و در آن جنگ چون نبردهاى عراق پيروزى ها به دست آورد . قعقاع در رزم گاه هاى يرموك و دمشق و فحل شركت مىكند ، و در هر يك از آنها اشعارى حماسى مىسرايد .
دست آورد اين نبرد يكصد و ده هزار كشته انسان ها است كه به دست مسلمانان