تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
اسلام را مانع شوند . در اين عقب نشينى و گريز ، روميان خود در اين خندق ها افتاده در گل و لاى آن فرو رفتند ، و حال آنان كه در چنين وضعى گرفتار آيند معلوم است . به اين ترتيب هشتاد هزار تن رومى به هلاكت رسيدند . مگر آن كه توانست از مهلكه بگريزد . ابن عساكر در پايان اين داستان چنين اضافه مىكند : و قعقاع بن عمرو به مناسبت اين پيروزى در فحل چنين سروده است : « چه بسيارند نياكان من ، كه كارهاى نيك ايشان را من به ارث برده ام ، نياكانى كه بزرگوارى هايشان در فزونى چون دريا خروشان است . و آنان نيز فضايل را از پدر و جد خود به ارث برده ، كاخ هاى مكارم و فضايل ايشان را با بصيرت و بينش بالا برده اند . من نيز به نوبهء خود كاخ هاى مفاخر آنها را بالا بردم و آن را ويران نكردم . و فرزندان من نيز اگر پس از من بمانند ، خود بنيان گذاران مكارم و فضايل خواهند بود . » « در نبرد فحل ، در آن هنگام كه اسب از كر و فرش به نفس زدن افتاد و بلاهاى گوناگون روى نموده بود ، مرا با سر و گردنى افراشته و علامت قهرمانى مىديدند . و آن كس كه مىخواست كه چون من تن به بلا دهد و خود را همانند من سازد بيچاره و سست و زبون بود . آن سست عنصرى كه هيچ از تنگنا نگذشته و در گاه شرط بندى معيوب و سر افكنده بود . » « اسب هاى عربى ، در ميدان جنگ فحل در حالى كه غبار به هوا مىافشاندند دشمن را لگد مال مىكردند ، تا اين كه سر انجام اسب هايشان ، بزرگانشان را همگى در گل و لاى افكندند جايى كه بر ايشان جاى هيچ حركتى باقى نمانده بود . در آن روز