تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
در آن روز كه در سرزمين حصيد با شمشيرهاى آختهء هندى به گروه هاى ايشان حمله ور شديم و مغزهاى سر ايشان را درو ميكرديم . » اين ها را سيف گفته و طبرى از او گرفته ، و ديگران كه پس از طبرى آمده اند سخن از طبرى گرفته اند . به جز سيف هيچ كس ديگر نگفته است كه عياض با خالد مأمور عراق بوده بلكه بر عكس او را به همراه ابو عبيده و در شام نوشته اند . از طرفى موضوع حصيد ، و جنگ در آنجا را جز سيف ، نزد هيچ كس ديگر سراغ نداشتيم .

بررسى سند

سيف حديث مورد بحث را از طريق محمد و مهلب و زياد روايت مىكند كه هر سه را دانستيم از آفريده ها و گروه راويانى خيالى او مىباشند . و نيز از طريق غصن بن قاسم كنانى كه سيف از او سيزده حديث در تاريخ طبرى روايت مىكند . همجنين از شخصى به نام ابن ابى مكنف ، از اين دو تن نامى در طبقات و فهرست راويان نيافتيم . و بالاخره سيف راوى پنجم اين داستان را مردى از بنى كنانه معرفى مىكند كه براى ما معلوم نشد . نام اين مرد را سيف در خيال خود چه گذاشته تا به دنبالش بگرديم . روى اين اصل اين قبيل راويان را نيز حق داريم تا جزء مختلقات او به حساب آوريم .

دست آوردهاى اين حديث

يكم - سه پيمان نظامى و صلح نامه كه جزء مدارك سياسى آمده است . دوم - آفرينش مكانى به نام حصيد كه نامش در كتاب هاى جغرافيا مىرود . سوم - اشعارى كه شايستگى مطالعهء آنها در كتاب هاى ادب به چشم مىخورد .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 154 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا