ساكنان آن جا خبرگزار مسلمين باشند و راه نما و ياور آنها عليه پارسيان . اما سيف اين صلح را به جنگى خونين و خانمان برانداز چندش آور تحريف كرده است كه تنها در آن جنگ 70 هزار انسان اسير را گردن زده اند تا رودى از خون آدم ها جارى گردد ، و مدت سه شبانه روز آسياب ها از چنين خونى به كار افتاده ، نان بيش از هجده هزار سپاهى اسلام را به اين وسيله تهيه نمايند .
سيف با جنين افسانه اى كه ساخته چه قصدى داشته است ؟ آيا فقط بر آن سر بوده كه افتخارى بر ساير افتخارات قبيلهء مضر به ثبت برساند ؟ يا به غير از اين محركى ديگر داشته تا در سايهء آن به ديگران بفهماند كه اسلام در پناه لبهء تيز شمشير و به راه انداختن رودهاى خون ! انتشار يافته نه با استقبال ملت ها از اسلام ، و قيام آنها عليه فرمان روايان خودسر و ستم كارشان كه حقيقت مطلب بوده است .
دست آوردهاى حديث سيف
يكم - آفرينش فرمانه سپاهى به نام قارن فرزند قريانس .
دوم - خلق محلى به نام الثنى و الواجه تا در كتاب هايى كه به شرح اماكن مىپردازند ، شرحى براى آنها نوشته شود .
سوم - آفرينش چهار راوى به نام هاى مهلب ، ابو عثمان بن يزيد ، زياد بن سرجس ، عبد الرحمن فرزند سياه كه بر شماره راويان در اسلام افزوده شده ، و ما در كتاب راويان ساختگى ايشان را بررسى خواهيم كرد .
چهارم - سرودى مهيج كه زينت بخش آثار ادبى باشد .
پنجم - كشته شدن پهلوانى پارسى كه هماورد يك هزار سوار بوده به دست خالد مضرى و تكيه كردن بر كشتهء او و غذا خوردنش در ميدان نيرد كه شگفت افسانه پرستان را بر مىانگيزد ، و عطش ستايش گران سلف صالح را با ذكر چنان فضايل و مناقبى فرو مىنشاند .
ششم - قتل عام انسان ها و گردن زدن آنها در چند شبانه روز كه همه اسير و