پرش به محتوای اصلی

المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحه 123

پدیدآورندگان:

ص۱۲۳

« مقدمهء بيستم - در بيان اينكه واجب الوجود بالذات را سببي نبود »

مقدمهء بيستم در بيان اينكه واجب الوجود بذاته ولذاته را به هيچ وجه وعنوان سببي نمىباشد . شرح : بدان كه روا نيست كه براي چيزى كه واجب الوجود لذاته است سببي باشد كه باستناد آن سبب موجود شود . زيرا در مقدمهء پيشين بيان كرديم كه هر امرى كه داراى سبب باشد ، باعتبار ذاتش ممكن الوجود والعدم خواهد بود واز طريق عكس نقيض قضية ، اين قضية بدست مىآيد كه هر آنچه لذاته ممكن الوجود والعدم نباشد مطلقا داراى سبب نمىباشد واز طرفي واجب الوجود لذاته : ممكن الوجود والعدم لذاته نمىباشد . نتيجة اين مىشود كه واجب الوجود لذاته را به هيچ وجهي از وجوه سببي نمىباشد . گويندهء را رسد كه گويد : شما خود در مقدمهء پيشين بيان كرديد كه هر امرى كه داراى سبب باشد باعتبار ذاتش ممكن الوجود خواهد بود واين مقدمه از لوازم مقدمهء نهايت بطريق عكس نقيض ، ونيازى نبود كه بعنوان يك مقدمهء مستقل مورد بحث قرار گيرد . وتو خود مىبينى كه هر يك از مقدماتى كه درين كتاب تأسيس كرده‌ايد ، لوازم زيادى دارد يا بطريق عكس نقيض ويا بطريقى ديگر از طريق مشهور در منطق مانند صدق عكس مستوى وكذب نقيض وغيره « 1 » واحتياجى نبود كه اين
پاورقی
( 1 ) - بطور كلى عكس قضية اين است كه موضوع را محمول ومحمول را موضوع قرار
المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحه 123 | أبي عبد الله محمد التبريزي / سجادي