تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
وهرگاه چيزى از آن نور برنگيرد از جهت كوتاهى وقصور استعداد آن بود باينكه مثلا داراى رنگ نباشد ويا در مقابل خورشيد واقع نباشد ويا اينكه بين آن وخورشيد حجابى باشد ، پس هرگاه امرى آن را مهيّا وآماده ومستعد حصول اين شرايط نمود وموانع را از آن برطرف كرد ، قهرا در اين هنگام بدون وقفه نور آفتاب بر آن افاضه خواهد شد وتخلّفى نخواهد كرد والبتة اين امر تغييرى در فاعل ايجاد نمىكند زيرا اين تخلّف « 1 » از جهت فوت چيزى از فاعل ودر فاعل نمىباشد تا اينكه در اين هنگام بتوان گفت كه تغييرى در فاعل حاصل شده است وبلكه از جهت نقصان در قابل است . وحدوث صورتها وأعراض در مادهء سفلى « 2 » تنها بر همين وجه ونسق است . زيرا حركات أولية نخست ، مادة را مهيّاى قبول اين أمور كرده وسپس از ناحيهء فاعل بر حسب لياقت وقابليّتى كه دارند ، صورتها واعراض در آنها حادث مىگردد بدون اينكه مطلقا در فاعل تغييرى حاصل شود زيرا در اين إفاضات وصور واعراض تخلفي حاصل نخواهد شد مگر از جهت قصور در قابل نه فوات صفتي در فاعل . وامّا در باب قسم سوم كه حادث نه واقع در مادة باشد ونه متعلق به مادة ، بايد گفت با وجود اينكه تغيّر در ذات فاعل موجود بالذات وكامل الصفات درست نيست ، ايا اين امر ممكن است يا ممكن نيست ؟ بعضي از آنچه در مقدمات گذشته بيان كرديم وآنچه در ضمن مقدمات آينده بيان خواهد شد ترا در جهت آگاهى بر اين قسم وتتمّهء دو قسم أول ودوم يارى خواهد داد « 3 » .
هامش
( 1 ) - تخلف از فيض گرفتن از آفتاب . ( 2 ) - مواد عالم طبيعت سفلى ، جهان زمينى . ( 3 ) - در صدر مقدمه يعنى شرح بر مقدمه وعده داد كه بعضي از أمور ومسائل مربوط باين مقدمه در مقدمات بعدى روشن مىشود .
المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحة 117 | أبي عبد الله محمد التبريزي / سجادي