تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
هيئتى باشد كه در موضوع خود است . فرض نخست بر دو وجه است « 1 » . أول اينكه مقدار موضوع قارّ الذات باشد وآن مقدار حال در آن ، غير قارّ الذات « 2 » . دوم آنكه هر اندازه به مقدار حال در موضوع افزوده شود به موضوع آن هم افزوده گردد « 3 » درحالىكه مىدانيم ، كه به موضوعات بواسطهء زيادت مقادير افزوده نمىگردد « 4 » . زيرا كندترين متحرك ، آن متحركى است كه مسافت معينى را در مقدارى طولانىتر طي كند « 5 » وگاه بود كه آن مقدار كمتر باشد « 6 » وبنابراين زمان مقدار خود موضوع نمىتواند باشد « 7 » ، پس مقدار هيأتى است كه در موضوع است . حال گوئيم آن هيئت يا قار الذات است ويا غير قار الذات . فرض نخست باطل
هامش
( 1 ) - كه زمان مقدار موضوع باشد نه هيأت واقع در موضوع . ( 2 ) - يعنى زمان كه عارض بر موضوع است قار الذات باشد وموضوع غير قار الذات يعنى زمان عارض بر جسم باشد نه حركت به هرحال هر اندازه به مقدار قائم به موضوع افزوده شود به موضوع هم افزوده گردد . ( 3 ) - كه البتة اين امر وصف حركت است ، درحالىكه فرض اين است كه موضوع حركت نيست . ( 4 ) - نتيجة آنكه أجسام ومسافات ، موضوع زمان نمىباشند . أصولا متصور نيست كه بگوئيم هرچه به مقادير افزوده شود به موضوعات افزوده مىگردد . ( 5 ) - منظور از مقدارى طولانىتر زمان است يعنى متحرك كند مثلا يك فرسخ را در دو ساعت طي مىكند ومتحرك سريعتر در يك ساعت وهمين امر خود اندازهء اين امتداد زماني است . ( 6 ) - در صورتي كه حركت سريعتر باشد قهرا مقدارى از زمان كه طول مىكشد براي طي آن مسافت كمتر است پس ديده شد كه مسافت ثابت است وبزيادت وكمي آن مقدار كه زمان باشد ، كم وزياد نمىشود . ( 7 ) - مقدار خود مسافت نيست وبلكه مقدار هيئتى است كه در مسافت است وآن حركت است .
المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — صفحة 98 | أبي عبد الله محمد التبريزي / سجادي